درباره The Last of Us و داستانی که در بسیاری از رسانه ها جادویی شده است

1- پس از نزدیک به سی سال، که بیشتر آن صرف بازی ، شده است، همیشه به خاطر سپردن جزئیات در داستان ها برایم مشکل بوده است. به جز عناوینی که قدم به قدم حفظ و حفظ می کنم. چند بازی دیگر نیز به دلیل ساختارشان در ذهن من نقش بسته است. ساختارهایی مانند طراحی مرحله عقب و جلو (بازی‌های قدیمی‌تر مانند Halo: Combat Evolved) یا ظاهر مترویدونی (عناوینی مانند Dead Cells) در این دسته قرار می‌گیرند. این نوع حفظ انتخابی در برابر هر شکلی از تکرار مقاوم است. این به این معنی است که مهم نیست من چند بار یک داستان یا بازی مشابه را ببینم و تجربه کنم. داستان جدید در ذهنم خواهد ماند و جزئیات آن را زمانی به یاد خواهم آورد که این تکرار با کیفیت و اجرای درجه یک همراه شود. کاری که نیل دراکمن با داستانش به جزئی ترین شکل ممکن انجام داده است، یازده سال پس از انتشار رسمی، هنوز دنیایی پویا و تاثیرگذار را به مخاطبان ارائه می دهد.

2- «قسمت اول» یک داستان عاشقانه است. دراکمن، بکر و یانسن چندین بار به این موضوع اشاره کرده اند. موضوع عشق از نژادها و فضاهای مختلف. عشق زن و مرد. عشق مضاعف: عشق پدر به دخترش. عشق یک ایده همیشه تکراری است که دلیل اتفاقات داستان و شکل گیری دنیای The Last of Us می شود. چگونه به این تجربه سینمایی انفرادی عاشقانه عمق و ارزش بیشتری بیاوریم؟ دراکمن پاسخ را از استادان این ژانر گرفت و در آثارش قرار داد: «جزئیات». غربی ها ضرب المثلی دارند که «خدا در جزئیات است». داستان و دنیای TLoU جلوه ای از این آرمان و این رویکرد است. رویکردی که کوچک‌ترین کنش‌ها را مهم می‌داند و گاه با چند خط دیالوگ اضافی یا ترتیب متفاوت یک سکانس، عمق تازه‌ای به این داستان و جهان می‌بخشد. این جزئیات در همان روزی که 11 سال پیش پلی استیشن 3 را روشن کردم و ساخت جدید Naughty Dog را در کمتر از یک یا دو روز تجربه کردم، به ذهنم خطور کرد. اما ادامه آن داستان دیگری بود. داستانی که به دنیایی فراتر از بازی ویدیویی پرداخت.

درباره The Last of Us و داستانی که اکنون در بسیاری از رسانه ها طلسم شده است - ویجایاتو
عکس ها: امیر گلخانی/ویجیاتو

3- دلیل نوشتن این یادداشت چهارمین باری است که داستان The Last of Us را می شنوم. اولین بار در همان روز اکران، چند سال بعد به بهانه Left Behind با نسخه Remastered و سال گذشته با شاهکار زوج مزین-دراکمن از HBO. نکته جالب مجموع سه تجربه قبلی برای من اضافه شدن جزئیات کوچک اما مهم به این دنیای شگفت انگیز است. درست مانند یک غذای جامد که با اضافه ، چاشنی ملایم بهتر آماده می شود. ادویه هایی که طعم اصلی را تغییر نمی دهند و فقط آن را بهبود می بخشند. این میزان توجه به جزئیات و البته بهبود داستان سرایی در هر شماره، باعث شد که TLoU را با جزئیات نسبتاً بیشتری نسبت به داستان های دیگر تجربه دوم به یاد بیاورم. وقتی سریال را دیدم به خوبی تفاوت های آن با بازی را به یاد آوردم و نیازی به گشت و گذار در اینترنت برای آن نبود. حالا چرا باید همین داستان را در قالب «ریمیکس قسمت 1» تجربه کنم؟ پاسخ مجدداً همان پاسخی است که به سؤال قبلی دادیم: “جزئیات”.

  میمون هایی با کلیه های خوک اصلاح شده تا دو سال بیشتر عمر می کنند

4- این بار، بهانه من برای آزمایش قسمت 1 این بود که ضمن آزمایش قسمت های مختلف، صحبت های سازنده را مرور کنم. گزینه ای که برای رسیدن به آن باید حداقل یک بار بازسازی را تمام می کردم. فکر نمی‌کردم این بار تا این حد تحت تأثیر قرار بگیرم، همان تجربه را در قالبی بصری بهبود یافته بازبینی کنم. اما مدرن‌سازی مدل‌ها و برداشت آن از جلوه‌های بصری «Part 2» آنقدر جذاب بود که من مشتاق بودم بازی را سه بار تمام کنم و داستان آن را چهار بار دیگر بشنوم. ایجاد چنین ارزش تکراری فقط می تواند به شکل بازگویی همان داستان و عمیق ، آن از طریق محتوای جانبی مانند سریال ها، پادکست ها و مستندها باشد، کاری که Natidog و کارگردان خلاق درجه یک آن انجام می دهند. آنقدر “جزئیات” تاثیرگذار و مهم در داستان بازی وجود دارد که شک ندارم امروز یک داستان جاودانه در رسانه هایی است که وارد آن شده است.

منبع: https://digiato.com/game/%D9%88%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-the-last-of-us-%D9%88-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%86