توسعه یک الگوریتم شارژ جدید که عمر مفید باتری ها را دو برابر می کند

تیمی از محققان روش جدیدی برای شارژ باتری های لیتیوم یونی کشف کرده اند عمر باتری افزایش قابل توجه این روش جدید که به “شارژ جریان پالسی” معروف است، می تواند مدت زمانی را که باتری شما طول می کشد تا به سلامت 80 برسد افزایش دهد. دو برابر بیشتر کم کن

باتری‌های لیتیوم یونی دستگاه‌های ذخیره‌سازی انرژی فشرده و قدرتمندی هستند که در بسیاری از دستگاه‌ها یافت می‌شوند – از خودروهای الکتریکی گرفته تا دستگاه‌های الکترونیکی. اما ظرفیت آن با عبور الکترولیت ها از غشایی که آند و کاتد را جدا می کند کاهش می یابد. بهترین باتری های لیتیوم یونی تجاری از الکترودهای ساخته شده از ترکیبی به نام NMC532 و گرافیت استفاده می کنند و عمر مفید آن تا 8 سال است.

عمر باتری را با الگوریتم شارژ جدید افزایش دهید

شارژ معمولی از توان الکتریکی جریان ثابت (CC) استفاده می کند. در مطالعه خود، محققان آنچه را که برای باتری‌ها هنگام استفاده از CC اتفاق می‌افتد، تجزیه و تحلیل کردند و گفتند که رابط آند-الکترولیت جامد (SEI) «به‌طور قابل‌توجهی ضخیم‌تر است». علاوه بر این، آنها ، های بیشتری در ساختار NMC532 و الکترود گرافیتی پیدا کردند.

ضخامت بیشتر SEI و ، های بیشتر در الکترودها به معنای کاهش قابل توجه ظرفیت باتری است. بنابراین، محققان یک پروتکل شارژ بر اساس جریان پالسی (PC) ایجاد کردند. پس از شارژ باتری ها با این پروتکل جدید، آنها دریافتند که رابط SEI بسیار نازک تر است و مواد الکترود تغییرات ساختاری کمتری را تجربه می کند. آنها همچنین دریافتند که بار PC باعث “توزیع همگن” یون‌های لیتیوم در گرافیت می‌شود که منجر به کاهش تنش مکانیکی و ، خوردگی ذرات می‌شود. این پروتکل همچنین می تواند از تخریب ساختاری کاتد NMC532 جلوگیری کند.

آزمایش‌های دانشمندان نشان می‌دهد که یک پروتکل شارژ رایانه شخصی می‌تواند عمر باتری‌های لیتیوم یون تجاری را دو برابر کند و در عین حال ۸۰ درصد ظرفیت را حفظ کند. دکتر جولیا کووال، استاد دانشگاه برلین و یکی از نویسندگان این مطالعه که در مجله Advanced Energy Materials منتشر شده است، می گوید:

شارژ پالسی می تواند مزایای زیادی از نظر پایداری مواد و رابط های الکترود داشته باشد و عمر باتری ها را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

منبع: https://digiato.com/computers-hardware/new-charging-algorithm-could-double-life-battery

کاسینی-هویگنس در کنار زهره پرواز کرد

در 21 آوریل 1998، مأموریت کاسینی-هویگنس پرواز خود را در زهره آغاز کرد. طبق برنامه ریزی، این فضاپیما تا ارتفاع 284 کیلومتری از سطح زهره پرواز کرد.

با توجه به فاصله زهره از زهره (136 میلیون کیلومتر)، هفت دقیقه طول کشید تا سیگنال های رادیویی به زمین برسد.

گرانش ناهید به فضاپیما سرعتی در حدود 7 کیلومتر در ثانیه داد و به کاسینی-هویگنس کمک کرد تا در جولای 2004 به زحل برسد.

این فضاپیما پس از خروج از زهره با سرعتی بیش از 141000 کیلومتر در ساعت به سمت خورشید می رفت.

استفاده از جاذبه سیاره ای

کاسینی-هویگنز سه پرواز مشابه با کمک گرانش انجام داده است: دوباره در ژوئن 1999 در نزدیکی زهره، در آگوست 1999 زمین، و در دسامبر 2000 مشتری.

کاسینی-هویگنز سه پرواز با کمک گرانش انجام داده است: زهره در ژوئن 1999، زمین در آگوست 1999 و مشتری در دسامبر 2000.

همه ماموریت ها از نیروی گرانشی سیارات هدف استفاده می کردند تا به فضاپیما سرعت بیشتری برای رسیدن به زحل کمک کنند.

ابزارهای علمی روی فضاپیما در طول پرواز به دنبال صاعقه در جو زهره بودند و رادار فضاپیما برای آزمایش سیگنال بازگشت از سطح سیاره فعال شد.

دستاوردهای کاسینی-هویگنس

فرود هووینگ بر روی تیتان اولین فرود موفقیت آمیز در ماه دوردست بود.

Huings وجود زیرزمینی خود را با کشف باران ها، رودخانه ها و دریاها در قمر تیتان تأیید کرد. کاسینی همچنین اطلاعات زیادی در مورد حلقه ها و قمرهای زحل جمع آوری کرد.

بر اساس این اطلاعات، حلقه های زحل فعال، پویا و دارای ساختارهای ستونی هستند.

انسلادوس همچنین حاوی توده های یخی فعال و اقیانوسی است که در زیر سطح آن پنهان شده است. از سال 2010 تا 2011، کاسینی طوفان های غول پیکر شمالی زحل را مطالعه کرد و وجود طوفان های غول پیکر در قطب های آن را تأیید کرد.

در 15 سپتامبر 2017، کاوشگر کاسینی ناسا در جو زحل سقوط کرد و بخشی از سیاره ای شد که بیش از یک دهه در حال مطالعه آن بود.

منبع: https://digiato.com/astronomy/cassini-huygens-mission-began-a-fly-by-of-venus

کدام کشورها بیشترین سهم را در انتشار دی اکسید کربن دارند؟ + نمودار متحرک

انتشار جهانی دی اکسید کربن در طول قرن های گذشته تغییر کرده است. با این حال، آنچه از قرن نوزدهم ثابت مانده است این است که بزرگترین اقتصادها همیشه بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای بوده اند. نمودار زیر 15 کشوری را نشان می دهد که بین سال های 1850 تا 2022 بزرگترین تولید کننده دی اکسید کربن (CO2) در جهان بودند.

ایالات متحده برای بیش از 100 سال بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای بوده است بوده است

به عنوان پیشگام انقلاب صنعتی، انگلستان در قرن نوزدهم در صدر فهرست بزرگترین تولیدکنندگان دی اکسید کربن قرار داشت.

با این حال، در سال 1888، ایالات متحده از بریتانیا پیشی گرفت و به بزرگترین تولید کننده دی اکسید کربن تبدیل شد. جنگ داخلی آمریکا پایان یافت و کشور شاهد توسعه زیرساختی قابل توجهی با تأکید بر اسکان غرب بود.

جالب توجه است که انتشار دی اکسید کربن در ایالات متحده در آن زمان در مقایسه با امروز بسیار ناچیز بود: برای مثال انتشار دی اکسید کربن فعلی در کالیفرنیا از کل ایالات متحده در سال 1888 بیشتر است.

در طول پنج دهه اول قرن بیستم، ایالات متحده، بریتانیا و آلمان در صدر این رتبه بندی قرار گرفتند.

در دهه 1950، با افزایش ترافیک تجاری، بخش کشتیرانی به یکی از منابع اصلی انتشار گاز تبدیل شد. در همان دوره، با گسترش اتحاد جماهیر شوروی، روسیه از آلمان پیشی گرفت و به دومین تولیدکننده بزرگ دی اکسید کربن تبدیل شد. چین نیز به رتبه چهارم صعود کرد.

چین از سال 2006 بیشترین میزان انتشار دی اکسید کربن را داشته است

در دهه 1990، چین به دلیل رشد صنعتی شاهد افزایش انتشار دی اکسید کربن بود، در حالی که خاورمیانه به دلیل تقاضای جهانی برای نفت افزایش یافت.

در سال 2006، چین به عنوان بزرگترین تولید کننده گازهای گلخانه ای در جهان از ایالات متحده پیشی گرفت. در همان دهه، بخش هوانوردی به یکی از 15 عامل اصلی تولید گازهای گلخانه ای تبدیل شد.

در حال حاضر، انتشار دی اکسید کربن چین بیش از دو برابر ایالات متحده است، اما ایالات متحده به طور کلی دی اکسید کربن بیشتری منتشر کرده است.

منبع: https://digiato.com/articles/animation-top-15-carbon-emitters-1850-2022

پیاده سازی واقعیت افزوده در جعبه های جدید دیجی کالا

سلب مسئولیت: دیجیاتو فقط این متن تبلیغاتی را نمایش می دهد و ویرایشگر مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

طرح برنده مسابقه جایزه دیجی کالا با استفاده از فناوری واقعیت افزوده یا AR بر روی جعبه های بسته بندی دیجی کالا اجرا شد.

ایران و سفر برون شهری خودروهای دیجی کالا موضوع واقعیت افزوده مورد استفاده در جعبه های جدید دیجی کالا است. این مشکل با طراحی نقشه روی جعبه که با استفاده از نشانه های شهرهای ایران ترسیم شده است مطابقت دارد.

این پروژه سال گذشته در مسابقه جایزه دیجی کالا که با موضوع ارتقای تجربه مشتری با بسته های دیجی کالا برگزار شد، مقام اول را کسب کرد.

در چارچوب این شگفتی، کاربران دیجی کالا نیازی به نصب نرم افزار برای اسکن کد QR روی بسته های جدید ندارند و تنها از طریق دوربین تلفن همراه و با استفاده از مرورگر گوشی هوشمند می توانند پاداش دریافت کنند.

خودروی دیجی کالا پس از اسکن کد و نگه داشتن دوربین روی تصویر، از انبار به منزل مشتری حرکت می کند و پس از رسیدن به منزل، بنری با شعار جدید دیجی کالا، «لبخند به خانه می رسد» بر روی صفحه نمایش قرار می گیرد. با کلیک بر روی بنر، کاربران به صفحه پاداش دیجی کالا هدایت می شوند.

سه کد تخفیف خرید دیجی کالا، اشتراک دیجی پلاس و اشتراک فیدیبو، جوایز شخصی کاربران هستند و هر کاربر می تواند یک بار از هر یک از این تخفیف ها استفاده کند.

اولین مسابقه جایزه دیجی کالا در سال 1402 برگزار شد و قرار است از این به بعد هر ساله به یکی از موضوعات بسته بندی در صنعت خرده فروشی آنلاین بپردازد. طرح برنده امسال به 2 میلیون جعبه در 18 سایز رسید و کاربران دیجی کالا در سراسر ایران از ابتدای فروردین خرید خود را با این بسته بندی و طرح جدید دریافت خواهند کرد.

منبع: https://digiato.com/promoted/implementation-of-ar-on-new-digikala-boxes

سری گلکسی اس 25 به مدل هوش مصنوعی جمینا نانو 2 گوگل مجهز شده است

در حال حاضر، سری گلکسی اس 24 از نسل اول مدل جمینا نانو گوگل برای ویژگی های هوش مصنوعی روی دستگاه استفاده می کند. اکنون، به گفته یکی از مدیران سامسونگ، مدل پرچمدار بعدی این شرکت، گلکسی S25، می تواند یک مدل باشد. Gemini Nano 2 که گوگل هنوز ارائه نکرده است تا آماده شود.

نشریه کره ای Daum Herald Economy به Cho Cheol-min، مدیر عامل LSI سامسونگ اشاره می کند که گفته است که گلکسی S25 – که انتظار می رود در اوایل سال 2025 عرضه شود – می تواند اولین تلفنی باشد که از مدل Gemina Nano 2 AI بهره می برد. شایان ذکر است که سخنان مدیر سامسونگ شامل جزئیاتی در مورد Gemina Nano 2 بود که خود گوگل هنوز به طور رسمی فاش نکرده است.

ویژگی های بیشتر هوش مصنوعی در سری Galaxy S25

به گفته یکی از مدیران سامسونگ، Gemini Nano 2 نسبت به نسل قبلی خود یک پیشرفت خواهد بود و ما می‌توانیم انتظار پیشرفت‌هایی در زمینه‌هایی مانند تشخیص صدا و پردازش تصویر داشته باشیم. یکی دیگر از جزئیات فاش شده در مورد این مدل هوش مصنوعی هزینه اشتراک است.

در ماه فوریه، یکی از مدیران ارشد سامسونگ گفت که ویژگی های آینده هوش مصنوعی ممکن است به نوعی هزینه اشتراک نیاز داشته باشد. بنابراین، ویژگی هوش مصنوعی آینده در Gemina Nano 2 ممکن است کاملا رایگان نباشد.

هنوز زمان زیادی تا عرضه رسمی سری گلکسی اس 25 باقی مانده است و گوگل هنوز بهبودهای هوش مصنوعی را که جمینا نانو 2 برای این دستگاه به ارمغان خواهد آورد، تایید نکرده است. اگرچه صحبت های مدیر سامسونگ حاکی از ادامه همکاری گوگل و این شرکت کره ای است، اما باید منتظر ماند و دید که این همکاری دقیقا چه ویژگی های هوش مصنوعی جدیدی را در اختیار کاربر قرار می دهد و هزینه اشتراک چقدر برای کاربر خواهد بود.

منبع: https://digiato.com/mobile/samsung-confirms-the-galaxy-s25-series-to-have-more-ai-features

رندرهای مفهومی اپل واچ طراحی جدید با اتصال بند مغناطیسی

تابستان گذشته، بلومبرگ گزارش داد که اپل واچ اکنون، در مفهوم جدید، می‌توانیم نگاهی به مکانیسم اتصال بند جدید اپل بیندازیم.

مطابق با مفهوم اشتراک گذاری متمرکز در Xتصاویر مفهومی اپل واچ 10، بر اساس شایعات و گمانه زنی ها، نشان می دهد که بالا و پایین ساعت دارای دسته های مغناطیسی خواهد بود که بند ساعت به دور آن می پیچد. از آنجایی که مانند ساعت های فعلی اپل هیچ شیار در بالا و پایین وجود ندارد، استفاده از این نوارها باید فضای بیشتری را در داخل بدنه ساعت برای باتری آزاد کند. به همین دلیل می توان انتظار اپل واچ را داشت

تصاویر جدید اپل واچ

اپل در سال 2017 دهمین سالگرد تولید گوشی های خود را با رونمایی از آیفون 10 جشن گرفت که نسبت به سری های قبلی طراحی کاملا جدیدی داشت. سال 2024 نیز دهمین سالگرد اپل واچ است و انتظار می رود اپل با معرفی سری X این ساعت هوشمند ظاهری متفاوت از خود نشان دهد.

بر اساس گزارش ها و رندرها، به نظر می رسد که با یک رابط اتصال جدید برای کمربند روبرو هستیم. در صورت صحت این شایعات، بند ساعت های قبلی این برند دیگر امکان پذیر نخواهد بود. انتظار می رود اپل نیز تغییراتی در نمایشگر این ساعت اعمال کند. حاشیه ها می تواند نازک تر باشد و صفحه نمایش می تواند روشن تر و کارآمدتر باشد. به این ترتیب، اپل واچ

همچنین گمانه زنی هایی وجود دارد مبنی بر اینکه اپل واچ 10 دارای یک سیستم کنترل فشار خون جدید است که در صورت بالا یا پایین بودن فشار خون به کاربران هشدار می دهد. اپل احتمالا اپل واچ را معرفی خواهد کرد

منبع: https://digiato.com/gadgets/apple-watch-x-render-shows-new-magnetic-band-mechanism

نقد سریال The Regime – داستان یک فروپاشی!

نقد سریال The Regime – داستان یک فروپاشی!

The Regime یک مینی سریال در ژانر طنز سیاسی و محصول سال ۲۰۲۴ آمریکا می‌باشد که توسط کمپانی HBO توزیع شده است. استیون فریرز (Stephen Frears) و جسیکا هابز (Jessica Hobbs) کارگردانی The Regime را عهده دار بودند. کارگردانان، فیلم را براساس فیلم‌نامه‌ای از ویل تریسی (Will Tracy) که تهیه کننده اجرایی آن نیز هست، ساخته و پرداخته‌اند. The Regime امتیاز میانه‌ای را از سوی مردم و منتقدان دریافت کرده و با این وجود کیت وینسلت با بازی کم‌نظیر خود مورد ستایش قرار گرفته است.

کیت وینسلت (Kate Winslet) در نقش النا ورنهام، صدراعظم یک حکومت خودکامه اروپای مرکزی (که به تدریج موقعیت خود را در معرض خطر آشفتگی داخلی می بیند)، ماتیاس خونارتز (Matthias Schoenaerts) در نقش هربرت زوبک، نقش مکمل، معشوقه، گارد شخصی و مشاور قابل اعتماد الینا، گیوم گالین (Guillaume Gallienne) در نقش نیکلاس ورنهام، شوهر فرانسوی و شعر دوست النا، آندریا رایزبورو (Andrea Riseborough) به عنوان اگنس و مادر خونی فرزند الینا و زنی که مدیریت کاخ را به دست دارد، دنی وب (Danny Webb) به عنوان لاسکین، رئیس سازمان امنیت کشور، هنری گودمن (Henry Goodman) و دیوید بامبر (David Bamber) به ترتیب در نقش‌های سینگر و شف، وزرای کشور، در The Regime نقش‌آفرینی می‌کنند.

محکوم به سقوط!

The Regime

الینا ورنهام به عنوان صدراعظم یک کشور اروپایی که دچار هیپوکندریا می‌باشد، بعد از به پایان رساندن رشته پزشکی، به سیاست روی آورده تا یک کشور (غیر واقعی) در اروپای میانه را رهبری کند. الینا می‌ترسد که به همان بیماری ریوی که پدرش را از پای درآورده، دچار شود. بنابر دستور می‌هد که کاخ را با وسواس زیاد ایزوله کنند. سرجوخه هربرت زوبک را که اخیراً به خاطر قتل عام معدن‌چیان معترض به شرایط بد کاری رسوا شده بود، استخدام می‌کند تا هوا را با رطوبت سنج در مسیر الینا تست کند. هربرت وفاداری و استعداد جنگی خود را در طی یک سوءقصد ثابت می کند و به زودی الینا، تحت تاثیر او قرار می‌گیرد.

الینا کاملا خردمندی خود را از دست می‌دهد و تمام مسائل موجود را به هربرت واگذار می‌کند. اعتقادات و درمان‌های طب سنتی غیر علمی هربرت و حتی سیاست و ایدئولوژی‌های او را تمام و کمال می‌پذیرد. در نتیجه کشور در انزوا قرار می گیرد. مشکل این است که هربرت نیز از نوعی جنون لحظه‌ای رنج می‌برد و شخصیت نرمالی ندارد. با این وجود النا را دوست دارد. تنها چیزی که او واقعاً می خواهد این است که کسی بی سر و صدا به او بگوید که چه کاری انجام دهد تا بتواند آن کار را عملی کند؛ یک سرباز تمام و کمال!

The Regime

الینا و هربرت یک ترکیب خطرناک قابل پیش بینی را تداعی می‌کنند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که در معدن کبالت خود، با آمریکا شراکت نکنند و در نهایت بسیاری از کارخانه‌های چغندر قند خود را با چین شریک می‌شوند و در همین حین، برای گسترش کشور، با حمله‌ای غیر منتظره خاک خود را افزایش می‌دهند و بسیاری از کارگران خود را از زمین‌های کشاورزی بیرون می‌رانند و آنان را به بیکاری می‌کشانند. علاوه بر این چندی از مقامات حکومتی با تجربه را، راهی زندان می‌کنند و در نتیجه تمام این اعمال، کشور در معرض فشار برون مرزی قرار می‌گیرد و همچنین به سوی شورش داخلی قدم برمی‌دارد. بنابراین فروپاشی خیلی زودتر از آن‌چه که الینا تصورش را کند، اتفاق می‌افتد.

این سریال یک سال را در کاخ یک رژیم استبدادی در حال فساد و سقوط به تصویر می‌کشد. صدراعظم الینا ورنهام پس از مدتی ، نکردن کاخ به طور فزاینده‌ای پارانوئید و بی‌ثبات می‌شود و به سربازی بی‌ثبات‌تر از خودش، هربرت زوبک، به‌عنوان یک فرد معتمد و عاشق روی می‌آورد. پس بعید نیست که با افزایش نفوذ زوبک بر صدراعظم، تلاش های الینا برای گسترش قدرت خود، بدون آن‌که خودش بفهمد در نهایت منجر به شکاف کاخ و کشورش می‌شود. تقریبا اکثر وفادارانش در کاخ به او خیانت می‌کنند و در بحبوحه جنگ کشور را ، می‌گویند. الینا نیز حتی در این مسیر، فرزند خوانده خود را پشت سر می‌گذارد. اما در نهایت تصمیم به مرگ هربرت می‌گیرد و با نفوذ آمریکا، نقش جدیدی را برای مردم بازی می‌کند و به مسند قدرت بازمی‌گردد.

کاخ دل‌مرده صدراعظم

The Regime

The Regime همان‌طور که پیش‌تر گفته شده، داستان فروپاشی یک نظام مستبدانه با حاکمیتی دچار تزلزل می‌باشد. داستان و محتوا، قابل بسط و پردازش است اما کارگردانی چنگی به دل نمی‌زند. بیش از هر قاب گشاده و دل‌بازی، کارگردان فیلم را از کلوز آپ‌های متعدد پر کرده است. این قاب‌های نزدیک، آن‌قدر در طول فیلم زیاد هستند که می‌توانید تعداد رگ‌های بیرون زده صورت هربرت را حین عصبانیت یا حتی چین و چروک‌های الینا را به خاطر بسپارید. فرقی هم ندارد که بازیگران در خواب باشند یا در بیداری. همچنین در شرایط مختلف احساسی و روانی اعم از خشم و شادی و غم و استرس تنها دست‌آویز کارگردان برای نمایان ، حالات مختلف کاراکترها، فقط زوم ، بر چهره‌هاشان است.

کارگردان سعی کرده شکوه و عظمت کاخ و اشراف را با سینی‌های غذایی که از آشپزخانه راهی اتاق صدراعظم می‌شوند یا با رنگ‌های فاخری که لباس‌ها تداعی می‌کنند یا با باغ گل‌های متنوع نمایان کند. با این وجود، آن‌طور که باید یک حکومت بزرگ و متکبر در مقابل چشمان بیننده تصویر شود، به بار ننشست. در قسمت‌های ابتدایی وسواس الینا منجربه به این شد که تمام کاخ مثل یک بیمار در حال بستری بین مواد شوینده و نایلون‌های بهداشتی درست مانند یک مومیایی به نظر برسد. در سه قسمت اول انگار همه چیز در میزانسن صحنه دست به دست هم داده است تا پوسیدگی یک اثر فاخر را تصویر کند. با این که می‌توانست در فضای مورد نظر، اجزا، طلایی و براق، گران‌مایه و پر بها به نظر برسد، اما گرد خاکستری و مرده است که سرسرای کاخ را می‌پوشاند.

The Regime

کاخی دل‌مرده که از هیچکدام از وسائل زینتی و کاربردی‌اش بهره‌ای نمی‌برد! این سکانس‌ها بهترین کد‌ها برای نشان دادن عظمت پوسیده الینا و کاخ پادشاهی به شمار می‌روند. در قسمت‌های میانی امکانات جالب و شگفت‌آور صحنه‌ها کم شد و بیشتر تمرکز بر احساسات آنی کاراکتر‌ها متوجه شد. جدای از این، ایده‌های کارگردانی در بسیاری از مواقع، کهنه و قدیمی تجسم می‌شوند. مثلا اضافه ، هاله نور بر صورت الینا زمانی که هربرت او را می‌بیند، یک صحنه عاشقانه کلیشه‌ای است که چهره‌ این دو را بشاش و پر تابش رقم می‌زند. البته تا حدودی هم می‌شود این موضوع را به پای بخش کمدی ماجرا گذاشت.

استفاده از متد‌های عجیب درمان، مثل قرار گرفتن در باکس اکسیژن و یا حضور در جلسه تعیین وضعیت کشور درست زمانی که صدراعظم در وان یخ فرو رفته، همچنین خوردن خاک و مالیدن خردل به بدن و چندی دیگر، همه و همه از خلاقیت‌های کارگردان برای نشان دادن یک حکومت مریض و فاسد با رهبری یک انسان روان‌پریش می‌باشد. با وجود ایده‌های خوب، زوایای ثبت تصویر و کادر‌های بسته شده تقریبا افتضاح بودند. The Regime با فضاپردازی خیالی و تا حدود کمی رگه‌های انتزاعی، مخاطب را مجاب کرده که به انتظار کادر‌های غیر واقعی و تجسم اتمسفر غیر منتظره‌ای بنشیند. به همین دلایل نتوانست بیننده را از انتظار درآورد!

The Regime

در قسمت‌های انتهایی، آن‌چه که تصویر قصد نمایان کردنش را دارد تا حدی نتیجه می‌دهد! شور شورشیان و تقابل صدای هلیکوپتر‌ها با محیط آرام و دل‌انگیز کاخ در شب کریسمس، یک کمدی سیاه از جامعه‌ای طبقاتی است. که در آن طبقه حاکم دانسته دل به اعتماد و امنیت می‌بندد و آن‌قدر این افکار در ذهن او قابل باور می‌شوند که دروغ بزرگ همیشه در بالا زیستن را تماما می‌پذیرد و شکی به دل و جانش راه نمی‌دهد. در صورتی که بیرون از کاخ، مردم از عادت گذر کرده‌اند و خواستار تغییر، نه تنها در روند سطحی بلکه در هر آن‌چه که تا به الان بوده و نباید باشد، هستند. بنابراین ما به عنوان مخاطب تنها با صدای شورشیان و اخباری که از بیرون صحنه می‌رسد و یک جمله که به عنوان پانویس در زیر صحنه ذکر می‌شود که کیلومتر‌های نزدیک‌شدن مردم را به کاخ اعلام می‌کند، شرایط را پردازش و آن را درک می‌کنیم.

سازندگان در قسمت پنجم موفق‌تر عمل می‌کنند. چرا که توانستند با کم‌ترین خلاقیت، بهترین درک را از شرایط دوگانه جنگی کشور به تصویر بکشند. از رها سازی یک ماهی در انتظار سفره شب عید گرفته تا کادری بسته از صورت سرد و یخ‌زده اگنس (خدمت‌گذار وفادار صدراعظم) که بر زمین سرد کاخ، در آغوش مرگ خوابیده است. در این قسمت دیالوگ‌ها ارزش و بار محتوایی خود را از دست می‌دهند؛ چرا که تصویر آن‌قدر مشوش و شلوغ و پر تکاپو هست که تمرکز بر کلام و دیالوگ از دست می‌رود. این مسئله در شرایط این‌چنینی اشتباه نیست. چرا که سنگینی سکانس‌های شلوغ به قدری زیاد و پرقدرت حس می‌شود که اضافه شدن سخن‌ها می‌تواند از هیجان آن بکاهد.

همه چیز درباره الینا است!

The Regime

ایده داستانی The Regime را بارها در ژانر‌های مختلف به ویژه در فیلم‌های تاریخی به تماشا نشستیم، با این وجود آن‌چه که The Regime را متفاوت می‌کند، پردازش و شاخ و برگ دادن به داستانی از دو طبقه مختلف اجتماع است، با تمرکز بر از هم گسیختگی روان صدراعظم و جنون او در پیش‌برد حکومت! الینا نمونه بارز یک حاکم مستبد و تشنه قدرت است که با وجود همه مضیقه‌های سیاسی و اجتماعی در وهله اول به زندگی فردی و شخصی خود می‌پردازد. بدون این که موضوعیت مشترکی با کشور داشته باشد! در واقع او دارای نوع افراطی از خود‌خواهی آمیخته با دیوانگی می‌باشد و داستان با پافشاری بر ایدئولوژی بی‌خرد و متوهمانه او است، که مسیر دراماتیک خود را آغاز می‌کند و به پایان می‌رساند.

بنابراین The Regime داستانی برای بازگو ، دارد اما انگار میانه راه، خط روایی از دست می‌رود و دوباره در انتها به فراز قصه بازمی‌گردد. دیالوگ‌های طراحی شده برای شخصیت‌ها، نوع متفاوتی از کمدی می‌باشد که حقیقت را رک اما با تصاویری احمقانه برای به سخره گرفتن شرایط حاکم محور یک جامعه بر دایره می‌ریزد. داستان و شخصیت اصلی آن همه تلاش خود را به کار می‌گیرند تا مخاطب تصویری منزجرانه از درون کاخ به دست آورد. تصویری از حماقت تمام افراد کابینه الینا. قصه‌گوی The Regime هر کاراکتری که باشد، انتهای خط روایی خود را به الینا وصل می‌کند. انگار که جدای از توصیف یک کشور در حال فروپاشی، The Regime راجع به خلقیات و چگونه حضور داشتن الینا به عنوان یک فرد قدرتمند سیاسی است.

The Regime

حکومت مستبدی که الینا راه‌اندازی می‌کند یک چاله برای ملت و یک چاه برای خودش به شمار می‌رود. حکومت در The Regime مثال کوچکی است از سلطه‌طلبی‌های بزرگ جهان سرمایه‌داری امروز! آن‌چه که این دولت با آن روبه‌رو است نه مردم و نه افراد خارج مرزی که دندان تیز کرده‌اند نیست، بلکه زیاده‌خواهی و بدطینتی حکام همان مرز می‌باشد. تزویرِ تمام شخصیت‌های بالای حکومتی است که یک کشور پردرآمد و جدید را در The Regime به سقوط محکوم می‌کند. ظاهرنمایی وزرا، در بسیاری از شرایط به ویژه اوضاع بحرانی، بیشتر منجربه فرود می‌شود تا الینا و هربرت! چرا که به نظر می‌رسد این دو نفر از قید خرد رها شدند و با نوعی از بیماری روانی روبه‌رو هستند؛ که قدرت تفکر و استدلال را از آن‌ها ربوده است.

با این وجود چیزی که این حکومت مستبد به خوبی یاد گرفته، بازیگری در مقابل دوربین و چشمان مردم است. هر کدام این افراد به مثابه یک قصه گو خوب عمل می‌کنند و به راحتی در لباس‌های گران‌قیمت خود قایم می‌شوند اما آن‌چه که بدیعی است روی دیگر سکه تاریک و تلخ این سیاست‌مداران است. در واقع خط داستانی سعی دارد با گفتن واقعیت‌های تلخ با ماسکی طنز و افراطی، چشمان مخاطبین را در رابطه با آن‌چه که در جامعه فاشیستی و کاپیتالیسم در جریان است، باز کند. The Regime تنها اشل کوچکی از ننگ بزرگ چنین دولت‌هایی می‌باشد. در راهرو‌های کاخی که الینا بر آن حکم می‌راند می‌شود بوی فساد را همراه با توهم کپک‌ها بر دیوار حس کرد، بنابراین چنین حکومتی قطعا محکوم به فنا است.

کاراکتر‌های آگاهِ نادان!

The Regime

به واشکافی چندی از شخصیت‌ها بپردازیم. ابتدا با الینا که صدر شخصیت‌های The Regime قرار دارد شروع می‌کنیم! الینا به عنوان صدراعظم کشوری از اروپای میانه که قادر بود صدراعظم قبلی را در مدت کوتاهی بیرون بیاندازد و جانشینی خود را سفت پایه‌گذاری کند، توانست جنبه‌های مختلفی از حالات و رفتار خود را به تماشا بگذارد. از قسمت اول متوجه وسواس شدید و متوهمانه او می‌شویم. برای شخصیت الینا فرقی نمی‌کند که چه چیزی یا چه کسی وسواسش را برانگیخته کند؛ چرا که او نسبت به تمام سودا و مالیخولیایی که برایش پیش می‌آید با بیشترین حد افراط به مقابله می‌پردازد. لحظه‌ای به رطوبت و لحظه دیگری به گرما و بو حساسیت پیدا می‌کند.

علاوه بر این The Regime الینا را به عنوان یک فرد دو قطبی معرفی می‌کند. او می‌تواند آن‌چنان عصبانی باشد که جنگی چند سویه با کشور‌های مختلف راه بیاندازد و به هجوم آنی به مرز‌های یک منطقه بپردازد و لحظه‌ای دیگر یک عاشق مهربان و دوست داشتنی به نظر برسد که حاضر است همه چیزش را فدای معشوق کند. چیزی که در دو حالت مورد نظر او قطعی است، مصمم بودن می‌باشد. تصمیمات آنی صدراعظم قابل بازگشت نیستند چرا که او عادت دارد بعد از گفتن یک ایده احمقانه، بلافاصله آن را تصویب و به مرحله عمل برساند. چه اخراج مهم‌ترین وزرای کشورش باشد و چه تن دادن به خوردن خاک و ، برای بهبود بیماری! الینا آن‌چنان تحت تاثیر تصمیمات لحظه‌ای می‌باشد که کاراکترش تبدیل به یک دیوانه بدون فکر می‌شود!

The Regime

هربرت به عنوان نقش مکمل او در The Regime حضور دارد. به نظر می‌رسد کاراکتر هربرت بر جنون الینا دامن می‌زند. در اولین ملاقات این دو، الینا باور دارد که انگار برای هم ساخته شدند. دو قطب هم‌سو که تشنگی‌های یکدیگر را سیراب می‌کنند و آن‌قدر در مسیر یکدیگر پیش‌روی می‌کنند که هر آنچه که در مسیر باشد را به باد فنا می دهند. چه اطرافیانشان و چه کل کشور را. دیوانگی هربرت از خشم بی‌انتهایی نشات می‌گیرد که از گذشته او آغاز شده. اطلاعاتی که از گذشته او به دست می‌رسد اخباری از ضرب و شتم مادرش می‌باشد. همچنین او به نام قصاب مورد خطاب قرار می‌گیرد و خودش را بابت افکارش با ضربه‌های سنگین و متمادی مورد حمله قرار می‌دهد.

همه این موارد کد‌هایی هستند برای این که هربرت را به عنوان یک آدم با مشکل کنترل رفتار بشناسیم. شخصیت پردازی او بر پایه خشم و نفرت شکل گرفته و درست نقطه مقابل آن را نیز با الینا برای نخستین بار حس می‌کند. با این وجود تا وقتی یک شخصیت دل‌داده باقی می‌ماند که چیزی از خط‌ قرمزش رد نشود. هربرت با تمام این تفاسیر انگار از آسیب دیدن و تحت سلطه بودن نیز خوشش می‌آید. به نظر می‌رسد کاراکتر او به نوعی حس تعهد فروتنانه و تحت فرمان نیازمند است تا بتواند از این مسئله لذت ببرد. به نظر می‌رسد او دچار نوعی از تناقض رفتاری عجین با اجبار و غم می‌باشد.

The Regime

اگنس یکی از کاراکتر‌های کمک‌ کننده و ثانویه The Regime می‌باشد. زنی قدرت‌مند که سرمای چهره‌اش به آن‌چه که می‌خواهد پنهان کند یاری می‌رساند. ممکن است به نظر برسد که پردازش شخصیت او کار ساده‌ای است. چرا که در تمامی چنین فیلم‌هایی که سرنوشت یک حکومت را تصویر می‌کنند، شخصی هست که به عنوان دست راست وفادار در جریان تمامی کار‌ها هست. با این وجود شخصیت او پیچیده و صبور و خردمند است. اگنس فرزند صدراعظم را در رحم خود حمل کرده و بیش از الینا برایش مادری می‌کند با این حال در قبال کار‌های کاخ آن‌قدر سفت و سخت عمل می‌کند که بعید نمی‌دانید او یک قتل را با خونسردی به انجام برساند.

چندی از افراد نیز به عنوان سیاست‌مداران بالارتبه در The Regime حضور دارند. افرادی کلیشه‌ای در دستگاه دولت که هر آن‌چه که حاکم درخواست کند را بدون چرا و اما می‌پذیرند و به مرحله اجرا می‌رسانند. البته گاهی به توضیح شرایط می‌پردازند. خب طبیعی هم هست انگار منفعت طلبی آنان طبقاتی می‌باشد. برخی از این جممعیت کمتر به فکر آسیب به جامعه (مانند لاسکین، یکی از وزرا) و برخی تماما در پی آسیب به اجتماع (درست شکل ویکتور، یکی از دو روترین وزرای کاخ) و افرادی نیز وجود دارند که تقریبا خنثی هستند (مثل نیک همسر الینا) و صرفا زیست فاخر برایشان حائز اهمیت است. به هر جهت آن‌چه که اهمیت دارد، فساد تمام این انسان‌ها و طمع آنان برای رسیدن به مسند قدرت است.

کلام آخر

The Regime

باید گفت که طراحی لباس در تکامل الینا نقش بزرگی را ایفا می‌کرد. انگار اقتدار صدراعظم، میزان قابل توجهی به گریم و لباس او وابسته است. البته الینا شیوه خود را در استایل مورد نظر چند باری تغییر می‌دهد. اولین بار وقتی است که او به هربرت، یک ناسیونالیسم راست‌گرای افراطی باور پیدا می‌کند و در نتیجه همین باور و زیست مد نظر سرجوخه است که از لباس‌های فاخر و تک رنگ به پوششی گلدوزی شده و مردمی روی می‌آورد، درست به شیوه ناشیانه پوپولیست‌ها! او بارها رویه خود را تغییر می‌دهد و اکثرا تمام این تغییرات بر حسب احساسات الینا اتفاق می‌افتند. الینا جهتش را به دفعات تغییر می‌دهد اما قدمی در راستای اصلاح سیستم قضایی بیمار گونه کشور برنمی‌دارد.

The Regime

تیک‌های عصبی کاراکتر الینا به ویژه افتادگی لب پایین که در مواقع ترس و غم و استرس بروز پیدا می‌کند نیز از ریزه بینی‌های کارگردان به شمار می‌رود. در مجموع بازیگران به ویژه کیت وینسلت به خوبی هنرنمایی کردند اما کارگردانی با وجود پتانسیلی که در داستان وجود دارد، نتواست به درستی ظهور پیدا کند. بهتر می‌شد اگر طبقه کارگر می‌توانست با سلاح ناامیدی خود که آنان را به تشویش وا می‌دارد، بیشتر در سکانس‌ها حضور می‌داشت. در نهایت این فیلم در قسمت انتهایی توانست تا حدودی موفق شود که مخاطب با شخصیت‌های نفرت‌انگیز فیلم، همدلی کند.

The Regime طنز سیاسی است از شرایط بحرانی یک کشور بدون این که خود حاکم آن را بپذیرد یا باور کند. این مینی سریال ارزش دیدن را دارد اما خام بودن آن منجربه از دست رفتن تمرکز می‌شود. باید دانست که ابزار کافی در صحنه وجود دارد که سازندگان نتوانستند به درستی آن‌ها را به بازی بگیرند و تصویر کم‌تر دیده شده‌ای را خلق کنند. با این وجود داستان The Regime اتفاقی باورپذیر را در قالب خنده‌آور و حماقت‌گونه‌ای رقم می‌زند.

منبع: https://digiato.com/game/%D9%88%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-regime-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7

واضح است که اپل به طور کامل به اهداف زیست محیطی خود در مورد بازیافت آیفون پایبند نیست

در طول سال‌های گذشته، اپل از ربات‌هایی به نام‌های «لیام» و «دیزی» برای معرفی مجدد قطعات قابل استفاده آیفون‌ها و گجت‌ها به چرخه تولید برای بازیافت بهینه و رسیدن به هدف بی‌ثباتی کربن در سال 2030 استفاده کرده است. موجود نیز به شرکت های خارجی استفاده می شود و به روش سنتی خرد می شود. اما طبق گزارش بلومبرگ، بسیاری از آیفون‌هایی که به این شرکت‌ها می‌رسند هنوز کار می‌کنند و می‌توان آنها را به روشی بهتر بازیافت کرد.

طبق گزارش بلومبرگ، ربات پیشرفته دیزی تنها می تواند حدود 200 آیفون را در ساعت بازیافت کند. به عبارت دیگر، در یک سال، تقریباً 1.2 میلیون آیفون از این طریق دوباره وارد چرخه تولید می شوند. اما اپل تنها در هر 48 ساعت حدود 1.2 میلیون آیفون می فروشد. در واقع اپل تعداد زیادی آیفون دست دوم را به شرکتی به نام GEEP می فرستد تا خرد و نابود شوند.

اپل در چند سال اول همکاری با GEEP بیش از 530 هزار دستگاه آیفون، 25 هزار دستگاه آی پد و 19 هزار ساعت هوشمند را برای این شرکت کانادایی ارسال کرد. طبق قرارداد بین دو شرکت، حتی اگر آیفون های ارسال شده به اندازه کافی خوب به نظر برسند، GEEP موظف است همه آنها را نابود کند. زیرا به گفته کوپرتینوسی ها بهتر است این وسایل را به خاطر فلزات گرانبهایشان از بین ببریم تا بازسازی کنیم. اما نحوه له شدن آن باعث هدر رفتن بسیاری از قطعات ارزشمند می شود که برای محیط زیست مضر است.

اپل برای بازیافت آیفون ها با GEEP شریک می شود

طبق گزارش بلومبرگ، اپل در از بین بردن تمام آیفون‌ها سختگیر بود و می‌خواست تمام موارد ارسال شده به GEEP از بین برود. قرارداد اپل همچنین تصریح می کند که این شرکت مالکیت همه چیزهایی که به GEEP ارسال می شود را حفظ می کند. اما در طول بازرسی های اپل از این شرکت، به نظر می رسد چندین مورد ناپدید شده اند. اپل سپس GEEP را به نقض قرارداد خود و عدم بازیافت حداقل 99975 دستگاه متهم کرد. Lost Phone ID نشان می دهد که آیفون ها در چین دوباره فعال شده اند.

این شکایت سوالاتی را در مورد ادعاهای زیست محیطی شرکت مستقر در کوپرتینویی ایجاد کرد. با توجه به اینکه اپل در سال های اخیر ادعاهای بی طرفی کربن گسترده ای داشته است، چنین موردی این ادعاها را زیر سوال می برد. در واقع، مشخص می شود که این شرکت تریلیون دلاری با وادار ، آن به پاره ، سخت افزار کار خود، منابع ارزشمند زیادی را به عمد هدر می دهد.

منبع: https://digiato.com/mobile/does-apple-truly-care-about-the-planet

مقایسه سفر به دبی و استانبول در فصل بهار

سلب مسئولیت: دیجیاتو فقط این متن تبلیغاتی را نمایش می دهد و ویرایشگر مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

دوبی و استانبول دو مقاصد گردشگری پرطرفدار در بین ایرانیان هستند، هر ساله بسیاری از ایرانیان این شهر را به عنوان مقصد سفر خود انتخاب می کنند. شهرهای دبی و استانبول دارای جاذبه های گردشگری و دیدنی های زیبایی هستند که می توانند سفری جذاب و لذت بخش را برای گردشگران رقم بزنند اما جذابیت خاص این دو شهر باعث می شود در فصل بهار یکی از آن ها را برای سفر انتخاب کنند و رزرو بلیط هواپیما خارجی در هاله ای از ابهام قرار گیرد. بنابراین تصمیم گرفتیم مقایسه ای تکمیلی بین سفر به دبی و استانبول در فصل بهار انجام دهیم و پیشنهاد می کنیم تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

دبی یا استانبول کدام یک برای سفر مناسب تر است؟

دبی شهری مدرن و مجلل است و در این شهر رویاها می توانید فعالیت ها و سرگرمی های مختلفی را تجربه کنید. از طرفی چون در ساحل هستید مناظر بی نظیری را خواهید دید. در این شهر سواحل زیبا، ساختمان های چشمگیر، موسیقی زنده و شب زنده داری می تواند سفر شما را خاص و فراموش نشدنی کند. از سوی دیگر شهر زیبای استانبول به عنوان پایتخت تاریخی ترکیه از مناظر زیبا و جذاب و جاذبه های گردشگری و تفریحی متنوع برخوردار است. همچنین دارای آثار تاریخی، غذاهای لذیذ ترکی و تفریحات شبانه مفرح است که می تواند سفری شاد و لذت بخش را برای شما رقم بزند. این شهر یکی از محبوب ترین مقاصد هوایی خارجی است.

مقایسه دبی و استانبول از نظر آب و هوا

استانبول به دلیل موقعیت جغرافیایی خود دارای آب و هوای مدیترانه ای و معتدل است که امکان سفر در هر چهار فصل را برای گردشگران فراهم می کند. اما دبی را یکی از شهرهای گرمسیری جهان می دانند که در بیشتر روزهای سال گرمای شدید آن مشخص می شود. بنابراین اگر نمی خواهید در گرمای سخت دبی سفر کنید، فصل های پاییز و زمستان را برای سفر به این شهر انتخاب کنید و اگر می خواهید از سرمای شدید استانبول دوری کنید، به شما توصیه می کنیم در این شهر به این شهر سفر کنید. فصل بهار و تابستان. بنابراین می توان گفت سفر با هواپیمای خارجی به استانبول می تواند گزینه مناسب تری برای تعطیلات نوروزی شما باشد.

مقایسه جاذبه های گردشگری دبی و استانبول

دبی شهری مجلل و مدرن است که اکثر ساختمان های جهان در آن ساخته شده اند. به طوری که در این شهر زیبا بلندترین برج یا بزرگترین چرخ و فلک جهان را می بینیم. بنابراین با سفر به دبی می توانید با شگفت انگیزترین سازه های معماری جهان آشنا شوید و سرگرمی های جدید و منحصر به فردی را تجربه کنید.

استانبول در حالی که نقطه مقابل دبی است، شهری باستانی با تاریخ بسیار غنی است و مناظر زیبای آن نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. بنابراین هر یک از این دو شهر دارای نقاط دیدنی و جاذبه های گردشگری متمایزی هستند که آنها را به محبوب ترین مقاصد گردشگری در جهان تبدیل کرده است.

از محبوب ترین جاذبه ها و سرگرمی های دبی می توان به ساحل جمیرا، برج خلیفه، جاده السیف، آکواریوم لاست چمبرز، موزه آینده دبی، دهکده جهانی و پارک موضوعی IMG اشاره کرد. استانبول همچنین دارای جاذبه های گردشگری و تفریحی مانند تنگه بسفر، مسجد ایاصوفیه، برج داکتر، جزیره بویوکادا، برج چاتالا، مسجد سلطان احمد و کاخ دلماباغچی است.

مقایسه استانبول و دبی از نظر تنوع غذایی

شهرهای دبی و استانبول دارای رستوران های متنوعی هستند که انواع غذاهای سنتی و ملی را با بهترین کیفیت و طعم سرو می کنند. بنابراین هر دو می توانند گزینه مناسبی برای دوستداران غذا و رستوران ها باشند. لازم به ذکر است که استانبول تنوع غذاهای بیشتری دارد و شما می توانید در سفر به استانبول انواع غذاهای لذیذ مانند غذاهای کلاسیک ترکی، دسرهای شیرین، باقلوا، کباب، دونر و غیره را امتحان کنید و همیشه آنها را به یاد داشته باشید. طعم و مزه و البته در رستوران های بین المللی و لوکس دبی، انواع غذاهای بین المللی توسط بهترین سرآشپزها طبخ می شود.

مقایسه دبی و استانبول برای خرید

بسیاری از مردم برای خرید پرواز به دبی یا استانبول رزرو می کنند. اما سوال اینجاست: بهترین مقصد برای خرید کدام است؟ برای پاسخ به این سوال باید بگوییم که دبی و استانبول دارای مراکز خرید و بازارهای متنوع و جذابی هستند. اما اگر به فکر خرید اقلام لوکس مانند طلا، جواهرات یا الماس هستید، دبی می تواند گزینه بهتری باشد. در عین حال استانبول بهترین انتخاب برای دوستداران مد و لباس محسوب می شود و شما می توانید با گشت و گذار در سالن های آن محصولاتی از بهترین برندهای بین المللی را با قیمتی مناسب خریداری کنید.

مقایسه دبی و استانبول از نظر هزینه سفر

یکی از موضوعاتی که هنگام رزرو پرواز خارجی مطرح می شود، هزینه های سفر است که شامل هزینه بلیط، اقامت، غذا، حمل و نقل، خرید و گشت و گذار می شود. با توجه به اینکه دبی شهری لوکس و مدرن است، هزینه زندگی در آن بسیار بیشتر از استانبول است، زیرا این هزینه ها تقریباً 5 برابر هزینه استانبول است. بنابراین، اگر می‌خواهید سفری ارزان‌تر داشته باشید، استانبول می‌تواند انتخاب هوشمندانه‌تری باشد.

مقایسه دبی و استانبول از نظر سیستم حمل و نقل عمومی

دبی و استانبول سیستم حمل و نقل عمومی گران قیمتی دارند، اما استانبول سیستم متنوع تری دارد. در واقع سیستم حمل و نقل دبی شامل مترو، تاکسی، اتوبوس، مونوریل و اتوبوس های آبی است. اما در استانبول علاوه بر موارد ذکر شده از کشتی، ون و تراموا نیز برای جابجایی افراد استفاده می شود. بنابراین در سفر به استانبول نگران ترافیک شهر نیستند و به راحتی می توانند از جاذبه های گردشگری و تفریحی مختلف دیدن کنند.

برای سفر دبی را انتخاب می کنیم یا استانبول؟

در این مقاله به بررسی شهرهای دبی و استانبول از جنبه های مختلف پرداختیم تا بتوانید با در نظر گرفتن بودجه و سلیقه خود به راحتی یکی از این شهرهای جذاب و توریستی را برای سفر خود انتخاب کنید. برای خرید پرواز هواپیمای خارجی به مقصد دبی یا استانبول با قیمت مناسب کافی است وارد سایت یا اپلیکیشن اسنپ تریپ که متخصص فروش بلیط هواپیما، هتل و … در ایران محسوب می شود وارد شوید تا بتوانید تهیه کنید. بلیط سفر خود را با قیمت مناسب تا پایان سفر از پشتیبانی 24 ساعته بهره مند شوید.

منبع: https://digiato.com/promoted/comparison-travel-to-dubai-istanbul-in-spring

اومبرتو گیدونی، اولین فضانورد اروپایی در ایستگاه فضایی بین‌المللی

در 19 آوریل 2001، فضانورد ESA Umberto Guidoni اولین اروپایی بود که وارد ایستگاه فضایی بین المللی شد. این رکورد توسط شاتل فضایی Endeavour به ثبت رسیده است.

محموله Endeavor همچنین شامل ماژول لجستیک چند منظوره Rafaello (MPLM) بود که قرار بود بیش از 10 تن تجهیزات و تجهیزات را به ایستگاه فضایی تحویل دهد.

در میان لوازم آن، برخی از اولین محموله های آزمایشی برای استفاده در یک واحد آزمایشگاهی در ایالات متحده بود.

ماژول MPLM که در ایتالیا توسط آژانس فضایی ایتالیا (ASI) ساخته شده است، تنها ماژولی است که می تواند محموله های علمی را به ایستگاه برساند. رافالو علاوه بر غذا، آب، پوشاک و سایر مواد مصرفی، دو قفسه آزمایش علمی را نیز به همراه داشت.

پس از رسیدن به ایستگاه فضایی بین‌المللی، گیدونی کنترل بازوی رباتیک شاتل را به دست گرفت و رافالو MPLM را هدایت کرد.

قبل از این سفر، تحویل محموله به ایستگاه اغلب شامل انواع مواد و سازه ها برای افزایش اندازه و ظرفیت حمل ایستگاه می شد. این تحویل نشان دهنده آغاز بهره برداری علمی از ایستگاه توسط آزمایشگاه است.

پس از رسیدن به ایستگاه فضایی بین‌المللی، گیدونی کنترل بازوی رباتیک شاتل را به دست گرفت و رافائلو MPLM را از ایستگاه اتصال شاتل به موقعیت خود هدایت کرد.

با دید محدود از پنجره، این عملیات پیچیده بود و ماه ها آموزش شدید را به خود اختصاص داد. از داخل کابین شاتل، گیدونی از دوربین‌های کنترل از راه دور، کنترل‌های دستی و یک سیستم میکروکامپیوتری دید فضایی برای کار با بازوی شاتل و هدایت ماژول استفاده کرد.

منبع: https://digiato.com/astronomy/umberto-guidoni-first-european-to-iss