دعوای امیرعلی اکبری و ارژن بهلار

امیرعلی اکبری پس از محرومیت حریف توسط داور توانست در دور سوم مسابقات ONE قهرمانی حریف کانادایی خود را شکست دهد. امیرعلی اکبری یکی از مدعیان اصلی عنوان قهرمانی ONE در سنگین وزن، سبک مبارزه تهاجمی را در برابر ارژن بولار در پیش گرفت و این سبک در مبارزه با حریف کانادایی در روز جمعه 1 اسفند در ONE Championship 166 قطر به او کمک کرد.

اگرچه انتظارات زیادی از این مسابقه سنگین وزن وجود داشت، اما آنچه در داخل قفس دیده می شد به هیچ وجه به هیجان مسابقه MMA سنگین وزن نمی رسید، اما باز هم مسابقه شطرنج علی اکبری و بولار در سالن ورزشی لوسایل بود. هر دوی آنها قدرت یک ضربه، قدرت کشتی گرفتن و قدرت پوشیدن دستکش را داشتند که می توانست در کسری از ثانیه مسیر و نتیجه مبارزه را تغییر دهد.

اما Bhullar که سابقه قهرمانی در وزن سنگین وزن ONE را نیز دارد، در طول مبارزه عقب نشینی کرد و دفاعی جنگید، در حمله شکست خورد و نتوانست حرکت بزرگی در برابر مبارز همیشه آماده ایرانی انجام دهد.

این باعث شد داور هرب دین به دلیل عدم فعالیت در راند دوم دو کارت زرد به مبارز هندی بدهد.

اگرچه ارژن ظاهراً تمایلی به پاسخگویی به حملات و ضربات علی اکبری نداشت، اما این مبارز ایرانی همیشه رو به جلو حرکت می کرد و آماده بود تا با حریف فاصله بگیرد تا قدرت خود را به رخ حریف بکشد.

قبل از اینکه مبارزه به طور رسمی در راند سوم و آخر متوقف شود، علی اکبری ترکیب خوبی از مشت و لگد به زمین زد که حریف کانادایی اش را غافلگیر کرد و باعث شد او همچنان عقب نشینی کند و در حالت دفاعی بماند.

دعوای امیرعلی اکبری و ارژن بهلار

با وجود اینکه هرب دین مدام به او یادآوری می کرد که مبارزه کند، بولار به عقب نشینی ادامه داد و این آخرین فرصتی بود که داور آمریکایی به او داد و سرانجام در آخرین ثانیه های مبارزه تصمیم خود را گرفت.

این چهارمین پیروزی متوالی امیرعلی اکبری تحت بزرگترین سازمان هنرهای رزمی جهان بود و احتمالاً زمینه را برای مسابقه مجدد مقابل آناتولی مالیخین قهرمان سنگین وزن جهان فراهم می کند.

از سوی دیگر، بولار دومین شکست متوالی خود را متحمل شد و اکنون رکورد دو برد و دو باخت در یک تورنمنت را به دست آورده است.

آناتولی مالیخین همچنین با غلبه بر رینیر دی رایدر به اولین ورزشکاری تبدیل شد که سه کمربند قهرمانی را در یک سازمان مهم MMA به طور همزمان در اختیار داشت. او در این دیدار حریف خود را در دور سوم مجبور به تسلیم کرد. ملیخین اکنون دارای کمربندهای میان وزن، سبک وزن و سنگین وزن One Championship است.

آناتولی مالیخین

کارشناس ناک اوت روسی از همان ابتدا قدرت خود را به رایدر دیکته کرد، تلاش های حریف برای سرنگونی او را دفع کرد و مشت های محکمی را از سمت راست به او وارد کرد. دی رایدر تا جایی که می‌توانست از ضربات پای خود استفاده کرد تا مالیخین را دور نگه دارد و حتی در اوایل مسابقه حریف خود را با یک آپرکات راست رها کرد، اما این مالیخین بود که شوت‌های بهتری را انجام داد. در راند سوم دی رایدر قصد داشت حریف خود را سرنگون کند اما مبارز روسی به راحتی او را متوقف کرد و با ضربه محکم زانو به سر قهرمان که طبق قوانین One Championship قانونی است موفق به انجام این کار شد. تا حریف شوکه شود و فوراً بلند شود. . علیرغم اینکه هرب دین مبارزه را متوقف کرد تا دی رایدر را ناک اوت کند، مبارزه هرگز نتوانست از زمین خارج شود و مالیخین توسط TKO برنده اعلام شد.

ملیخین اکنون با 14 مبارزه و 14 پیروزی که همگی با ناک اوت به دست آمده است، رکورددار است که دو تای آنها در مقابل دی رایدر بوده است. از زمان پیوستن به ONE در سال 2021، این جنگنده 36 ساله روسی در 6 مبارزه متوالی پیروز شده است که نیمی از آنها را در کمتر از 5 دقیقه برنده شده است.

منبع: https://digiato.com/tech/amir-aliakbari-vs-arjan-bhullar-full-fight

5 تا از سریع ترین هواپیماهای جنگنده جهان؛ از MiG-25 Foxbat تا F-14 Tomcat

دیجیاتو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

شبکه های اجتماعی دیجیاتو سریع ترین راه برای دسترسی به فناوری، علم و اخبار خودرو هستند. اگر می خواهید به روز باشید، شبکه های اجتماعی دیجیاتو را دنبال کنید.

منبع: https://digiato.com/tech/the-worlds-fastest-fighter-jets

عجیب ترین سلاح های فرانکنشتاینی تاریخ جنگ ها

اصطلاح «سلاح فرانکنشتاینی» (Franken Weapon) تصویری از تسلیحات عجیب و غریب را تداعی می کند – چیزی غیر طبیعی و حتی طنزآمیز. اما این سلاح های عجیب و غریب شوخی بردار نیستند. برای مثال «سام فرانکشتاینی» (FrankenSAM) را در نظر بگیرید که توسط آمریکا و اوکراین توسعه یافته است. در شرایطی که اوکراین سرسختانه به دنبال راهی برای جلوگیری از بمباران بی وقفه موشکی و هوایی روسیه است، ایده این است که موشک های ضدهوایی ساخت آمریکا را با پرتابگرهای دوران شوروی اوکراین – که در اصل توسط روسیه برای ساقط ، هواپیماهای آمریکایی توسعه داده شده بودند – ترکیب کند.

اگر این موضوع عجیب به نظر می رسد، به آن عادت کنید. با جنگ های اوکراین و خاورمیانه که سلاح ها و مهمات را بی ویفه می بلعند و ذخایر جهانی را خالی می کنند، سلاح های فرانکنشتاینی ممکن است به یک رویه معمول تبدیل شوند نه یک چیز عجیب.

سلاح فرانکنشتاینی چیست؟

یکی از مشکلات عبارت «سلاح فرانکنشتاینی» تعریف معنای واقعی آن است. از زمانی که جنگ برای اولین بار در دوران جنگ جهانی اول به جنگ هایی مبتنی بر فناوری تبدیل شد، بسیاری از سلاح ها دارای حال و هوای فرانکنشتاینی بوده اند. تانک افسانه ای M۴ شرمن در جنگ جهانی دوم در بیش از ۷۰ نسخه عرضه شد، از شعله افکن های زرهی و راکت انداز چندگانه خودکششی گرفته تا یک ماشین کوبنده متحرکی که از زنجیر چرخان روی بدنه برای انفجار مین های زمینی استفاده می کرد. هواپیماهای مسافربری و جت های تجاری امروزی به پست های فرماندهی پرنده و شکارچی های ضد زیردریایی تبدیل شده اند، در حالی که نیروهای دریایی در حال قرار دادن موشک ها در داخل کانتینرهای حمل و نقل تجاری هستند که می توانند کشتی های باری را به سرعت به قایق های موشک انداز تبدیل کنند.

عجیب ترین سلاح های فرانکنشتاینی تاریخ جنگ ها

یک دلیل عملی برای این موضوع وجود دارد. از آنجا که طراحی و ساخت خودروهای زرهی، هواپیماها و موشک ها هزینه بر است، منطقی به نظر می رسد که به جای سپردن تجهیزات قدیمی به ، دان، تا حد امکان از ارزش آن ها استفاده کنیم. به عنوان مثال، یک تانک در اصل یک تراکتور است که یک برجک و توپ بر روی آن نصب شده است. پس چرا برجک را حذف نکنیم و انواع و اقسام محموله ها را روی شاسی نچسبانیم و در نتیجه از موتور قدرتمند پلتفرم، حفاظت زرهی و تحرک آفرودی آن بهره نبریم؟ حتی یک تانک قدیمی هم می تواند به عنوان یک قاطر مکانیکی جان تازه ای بگیرد.

شاید یک تعریف خوب و موثر از «سلاح فرانکنشتاینی» سیستمی باشد که نه تنها عجیب، بلکه مجموعه ای غیرطبیعی از اجزایی است که اگر شرایط سخت و دشوار نبود، با هم ترکیب نمی شدند. زیرا هیچ کسی گلوله های ضد عمق را بر روی تانک سوار نمی کند، یا یک کشتی جنگی را به یک ناو هواپیمابر تک منظوره تبدیل نمی کند، مگر اینکه جنگ بد پیش برود.

عجیب ترین سلاح های فرانکنشتاینی تاریخ جنگ ها

تانک فرانکنشتاینی وارد می شود

جنگ جهانی دوم مسلماً عصر طلایی سلاح های فرانکنشتاینی بود – هر چند جنگ روسیه و اوکراین ممکن است به وضعیت مشابهی برسد. ضرورت و نیاز، آلمان نازی را به پرشورترین طرف برای خلق سلاح های فرانکنشتاینی تبدیل کرد. ارتش هیتلر که در مقابل ترکیب ارتش ها و صنایع متفقین غربی و اتحاد جماهیر شوروی در موضع ضعف قرار گرفته بود و گسترش ارتش آن از روسیه تا شمال آفریقا تا نروژ باعث نازک شدن خط دفاعی و تهاجمی اش شده بود، همیشه از نظر تانک و تجهیزات دیگر در مضیقه بود.

اما آلمان هنوز دو مزیت داشت: نبوغ مهندسی و بی رحمی اش در غارت کشورهای قربانی. فتوحات اولیه نازی ها در سال های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۱، مجموعه وسیعی از تجهیزات نظامی به غنیمت گرفته شده را در اختیار آن ها قرار داد. به طور خاص، اشغال چکسلواکی پیش از جنگ در سال ۱۹۳۸ و تصرف صنایع بزرگ و پیچیده تسلیحاتی چک، منبعی بی پایان را برای ساخت تانک ها فراهم آورد. سپس آلمان در سال ۱۹۴۰ فرانسه و بیشتر اروپای غربی را فتح کرد که هزاران وسیله نقلیه و توپ فرانسوی (و یک سری بریتانیایی ) را در اختیار آلمان قرار داد. همه این ها تنها کسری از ثروت عظیمی بود که در طی عملیات بارباروسا، حمله سال ۱۹۴۱ به اتحاد جماهیر شوروی با ۳ میلیون اسیر و کوهی از تجهیزات به دست آمد.

«بیوتن پانزر» (Beutepanzer به معنای تانک های به غنیمت گرفته شده) به بخش مهمی از زرادخانه زرهی آلمان تبدیل شدند. آن ها همچنین سلاح های فرانکنشتاینی متعددی را در پی داشتند. باز هم ضرورت و نیاز کلید خلق این سلاح های فرانکنشتاینی بود. سربازان آلمانی که به این باور رسیده بودند که سلاح های آن ها از سلاح های «ابتدایی» روس ها برتر هستند، شوکه شدند که می دیدند گلوله های توپ کالیبر متوسط آن ها پس از برخورد با تانک های T – ۳۴ و KV – ۱ با آن زره های ضخیم، در آن ها نفوذ نکرده و برگشت می خورند (سربازان ناراضی آلمانی به توپ ضدتانک ۳۷ میلی متری خود لقب “دربازکن” داده بودند).

سلاح های فرانکنشتاینی
یک خودرو ضد تانک آلمانی Marder II در جبهه شرقی در سال ۱۹۴۳

آلمانی ها که مصرانه به دنبال یک راه حل سریع و فوری بودند، توپ ضدتانک خودکششی Marder را ساختند. برخی از این سلاح ها یک توپ ضدتانک سنگین ۷۵ میلی متری آلمانی را – که معمولاً توسط کامیون ها کشیده می شد – بر روی یک تراکتور زرهی Lorraine 37L فرانسوی به غنیمت گرفته شده سوار کردند. برخی دیگر از توپ های ضدتانک ۷۶.۲ میلی متری روسی به غنیمت گرفته شده بر روی شاسی تانک سبک Pz-38 ساخت چک با وزن ۳۸ تن استفاده می کردند.

در هر صورت، نتیجه یک ضدتانک بدون برجک با قسمت بالای حبابی مسلح به یک توپ ثابت بود.پیر تیکه در کتاب خود به نام «تانک شکن های آلمانی» نوشته است: «Marder II بیش از حد بلند و از دور مشخص بود. این توپ اصولاً روی خودروی اصلی نصب می شد، نه اینکه بخشی جدانشدنی از ابرسازه باشد، و بنابراین ماشین را بزرگ تر می کرد. علاوه بر این، پوشش زرهی جلویی دور توپ که برای محافظت از خدمه طراحی شده بود، تنها ۱۲ میلی متر ( ۰.۵ اینچ ) ضخامت داشت و نمی توانست در برابر چیزی قوی تر از آتش یا ترکش سلاح های کوچک مقاومت کند. با باز بودن کابین خدمه، تانک در برابر حمله پیاده نظام آسیب پذیربوده و در شرایط بد آب و هوایی مانند باران یا برف کارآیی اش را از دست می داد. از آنجا که توپ در یک جان پناه قرار گرفته بود، زاویه شلیک کافی نداشت و همه چیز را در اختیار راننده قرار می داد تا مانور برجک را بر عهده داشته باشد که اغلب کاری دشوار و پیچیده بود».

این نقص ها مانع از تبدیل شدن Marder به یک تک تیرانداز دوربرد مرگبار نشد، توپی که تانک های متفقین در اروپا و شمال آفریقا را ناک اوت می کرد. اما خدمه باید با دقت موقعیت خودروی زرهی خود را انتخاب کرده و برای شبیخون زدن آن را استتار می کردند: Marder پس از شناسایی شدن می توانست شکار آسانی باشد.

دشمنان آلمان هم می توانستند همین بازی را انجام دهند. هنگامی که پارتیزان های یوگسلاوی در سال ۱۹۴۴ تانک های سبک M۳ ساخت آمریکا را دریافت کردند، توپ بادی ۳۷ میلی متری Stuartرا با توپ های ضدتانک ۷۵ میلی متری آلمانی جایگزین کردند تا تانک شکن های خاص خود را بسازند.

کشتی های جنگی به ناوهای هواپیمابر

در نبردهای اولیه نبرد اقیانوس آرام مانند میدوی و گوادالکانال، بسیاری از ناوهای هواپیمابر آمریکایی و ژاپنی در اصل به عنوان ناوهای جنگی و ناوشکن های جنگی در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ساخته شده بودند. در میانه ساخت وساز، بدنه آن ها طوری تغییر داده شد تا به جای برجک های توپ، بتوانند عرشه های پرواز داشته باشند.

اما پس از اینکه بهترین ناوهای ژاپن در میدوی در سال ۱۹۴۲ نابود شدند و ناوهای هواپیمابر به عنوان پادشاهان جنگ دریایی جایگزین کشتی های جنگی شدند، نیروی دریایی امپراتوری ژاپن نیز به همین راه حل روی آورد – اما با دو پیچش. ناوهای جدید از ناوهای جنگی از پیش ساخته شده قبلی می آمدند. و این کشتی ها در حالی که هنوز برخی از برجک های توپ اصلی خود را حفظ می کردند، دارای باند پرواز نیز شدند، در نتیجه به کشتی-ناوهای جنگی هیبریدی تبدیل می شدند – ناوهایی که می توانستند هواپیماها را به پرواز درآورند و نبردهای سطحی انجام دهند.

ناو جنگی- هواپیمابر Ise بعد از تغییر کاربری، در جریان تست قدرت کامل در ۲۴ آگوست ۱۹۴۳

نامزدهای این تغییر کاربری، کشتی های خواهر Ise و Hyūga بودند، دو کشتی جنگی قدیمی که در طول جنگ جهانی اول ساخته شده بودند و در طول جنگ بعدی نبرد چندانی را شاهد نبودند. دو برجک توپ ۱۴ اینچی عقبی آن ها با یک عرشه پرواز جایگزین شدند – و برای جبران کاهش وزن، یک لایه ۸ اینچی بتن بر روی عرشه ریخته شد – در حالی که کشتی ها دو برجک توپ اصلی رو به جلو خود را حفظ کردند.

Hyūga و Ise حدود ۱۱ بمب افکن شیرجه رو D۴Y ، به علاوه ۱۱ هواپیمای شناسایی E۱۶A دیگر را حمل می کردند. با این حال، عرشه پرواز آن ها برای پرتاب و بازیابی هواپیما مانند ناوهای عادی امروزی بسیار کوتاه بود. اگر چه هواپیماها توسط دو منجنیق پرتاب می شدند، اما تنها می توانستند روی یک ناو معمولی یا فرودگاه زمینی فرود بیایند.

به عنوان ناوهای هواپیمابر، Ise و Hyūga، فعالیت چندانی در میدان نبرد نداشتند و این هیبریدها عمدتاً برای اسکورت ناوهای معمولی و بعدها به عنوان کشتی های باری و آتشبارهای ضدهوایی شناور مورد استفاده قرار می گرفتند. آر دی لیمن و استفن مک لافلین در کتابشان با عنوان «کشتی های جنگی هیبریدی» نوشته اند: «Iseها که عمدتاً به عنوان کشتی هایی عجیب در نظر گرفته می شدند، بیش از دیگران به عنوان ابزارهایی ساخته دوران ضرورت و اضطرار شناخته می شدند و پارادوکس ذاتی کلاسیک در طراحی هیبریدی را نشان می دادند». مشکل این بود که «تسلیحات هواپیمایی آن ها باعث محدود شدن استفاده کامل از توپخانه هایشان و تضعیف توان بقایشان در نبردهای سطحی می شد و ناتوانی شان در پذیرفتن هواپیماهای ورودی به معنای این بود که تنها یک بار می توانستند نقطه اتکای هوایی شان را شلیک کنند».

جان پارشال، مورخی که به طور گسترده در مورد نیروی دریایی امپراتوری ژاپن نوشته است، این ناوهای ترکیبی را “،” توصیف می کند. به گفته او، آن ها «به هیچ وجه جانشین مناسبی برای یک ناو هواپیمابر واقعی نبودند».

ناو جنگی ژاپنی Hyūga بعد از آسیب شدید در جریان حمله هوایی از جانب هواپیماهای که از روی ناوهای هواپیمابر آمریکایی برخاسته بودند در سپتامبر ۱۹۴۵

به دوش کشیدن بمب افکن ها و جنگنده ها

یکی از عجیب ترین سلاح های فرانکنشتاینی، Mistel (به معنای گیاه دارواش) آلمان نازی بود. محرک این سلاح نیاز به یک راه بهتر برای غرق ، کشتی ها توسط هواپیما بود. لوفت وافه تخمین زده بود که حدود ۲۵ هواپیما را برای غرق ، تنها یک کشتی از دست می دهد و با از دست دادن کنترل آسمان ها در سال ۱۹۴۳، این نسبت برای آلمان بدتر نیز می شد.

آزمایش های قبلی نشان داده بود که می توان یک گلایدر را نه با طناب، بلکه با قلمدوش ، گلایدر در زیر یک هواپیمای کوچک به پرواز درآورد. خلبانان و دانشمندان آلمانی این موضوع را بیشتر توسعه دادند: یک بمب افکن دوموتوره Ju 88 را با مواد منفجره تجهیز کرده و سپس آن را به زیر یک جنگنده کوچک تر و سرنشین دار Me 109 یا Fw 190 متصل می کردند. هنگامی که هدف در معرض دید قرار می گرفت، خلبان جنگنده، بمب افکن را از طریق پیچ های انفجاری آزاد می کرد، سپس بمب پرنده را به سمت هدف هدایت می کرد – در حالی که هواپیمای کنترل کننده در فاصله ای ایمن از محدوده آتش ضدهوایی باقی می ماند.

نتیجه این آزمایش، پیشقراولی خام از موشک های استندآف و هواپیماهای بدون سرنشین کامیکازه امروزی بود. نازی ها همانند دیگر “جنگ افزارهای شگفت انگیز” (wunderwaffe) خود، نقشه هایی برای Mistel داشتند: با یک کلاهک توخالی ۱,۷۰۰ کیلوگرمی، این بمب پرنده، کشتی های جنگی بریتانیا را غرق می کرد یا کارخانه ها و نیروگاه های شوروی را در عمق خاک روسیه درهم می شکست.

یک عضو گروه نیروهای یگان ۴۳۹ نیروی هوایی ایالات متحده در حال نگاه ، به یک هواپیمای دوش بر Junkers آلمانی در پایگاهی هوایی در فرانسه در ۴ می ۱۹۴۵

همانند دیگر سلاح های شانس آخر هیتلر، واقعیت ناامیدکننده بود. بمب افکن – جنگنده روی هم قرار گرفته بسیار ناکارآمد و در برابر رهگیرهای متفقین آسیب پذیر بود. همچنین این ترکیب عجیب از لحاظ ثبات و قابل اعتماد بودن نیز مشکل داشت. یکی از افسران لوفت وافه، بر اساس کتابی در مورد Mistel گفته بود: « اگر هیچ مشکلی وجود نداشت، همه چیز به شدت بر اساس شانس بود. اکثر اوقات ناامیدی رخ می داد، از نداشتن کنترل و ثبات و گلنگدن های انفجاری که عمل نمی کردند».

شاید بزرگ ترین مشکل این بود که Mistel خیلی دیر از راه رسید .در سال ۱۹۴۴ حدود ۲۵۰ فروند از آن ها ساخته شده و علیه کشتی های متفقین در نرماندی به کار گرفته شدند و همچنین بر علیه پل های کلیدی، در شرایطی که ارتش شوروی به درون خاک آلمان پیشروی می کرد. اما خسارت وارده توسط این فرانکنشتاین ها اندک بود.

هواپیمای Mistel آلمانی که توسط هواپیمای آمریکایی در ۳ فوریه ۱۹۴۵ ساقط می شود

وقتی یک تانک با یک نفربر ترکیب می شود

ساخت تانک ها نیاز به یک پایگاه تولیدی دارد .بنابراین برای شورشیان خلاق و گروه های شبه نظامی, تانک های فرانکنشتاینی بسیار مفید هستند.

یکی از موارد مورد بحث, ببرهای آزادی بخش سابق تامیل ایلام ( معروف به ” ببرهای تامیل ” ) در جنگ داخلی سریلانکا هستند که از خودروهای دولتی توقیف شده استفاده می کردند. در دهه ۲۰۰۰ عکس هایی از یک خودرو شبیه نفربر زرهی YW531 ساخت چین منتشر شد, یک وسیله نقلیه جعبه مانند که تنها به یک مسلسل ۱۲.۷ میلی متری ( کالیبر ۰.۵۰ ) مجهز بود که از دریچه بالای سر فرمانده بیرون آمده بود. اما ببرهای تامیل ظاهراً این برجک را از یک ماشین زرهی قدیمی بریتانیایی Saladin ربوده بودند. این ازدواج اصولاً یک تانک سبک با بدنه شنی و یک توپ کوچک اما قوی ۷۶ میلی متری با شتاب پایین خلق کرده بود.

سلاح های فرانکنشتاینی روسی

اگر چه روسیه جنگ اوکراین را با ناوگان بزرگی از تانک های مدرن آغاز کرد, اما تلفات سنگین این کشور را مجبور کرد تا انبارهای خودروهای فرسوده اش را خالی کرده و به خودروهای فرانکنشتاینی متوسل شود .

بر اساس گزارش کی یف پست اوکراین, آن ها اغلب از تراکتور زرهی MT – LB دوران شوروی استفاده می کنند. MT – LB که توسط یک وبسایت علاقه مند به خودروهای زرهی به یک چاقوی ارتش سوئیس اما شنی دار تشبیه شده, شبیه به یک شاسی تانک است. در واقع این خودروی شبیه تخته سنگ که ۱.۸ متر ارتفاع و ۱۲ تن وزن دارد, براساس تانک سبک PT – 76 ساخته شده است. از دهه ۱۹۷۰, روسیه از MT – LB برای همه چیز، از حمل توپخانه و تجهیزات گرفته تا خدمت به عنوان آمبولانس و پست فرماندهی استفاده کرده است.

یک فروند MT-LB آمبولانسی

به نظر می رسد MT – LB تقریباً به صورت هدفمند برای ساخت سلاح های فرانکنشتاینی طراحی شده است. انواع سلاح ها را می توان روی آن سوار کرد و شنی ها و موتور V – ۸ آن تحرک آفرودی و قدرت کافی برای حمل باری ۲,۲۰۰ کیلوگرمی را فراهم می کنند.

یکی از عجیب ترین نسخه ها در عکسی متعلق به سپتامبر ۲۰۲۳ از یک MT – LB روسی مسلح به سلاح های ضد زیردریایی برای ایجاد یک سیستم پرتاب موشک چندگانه اولیه برای نبرد زمینی نشان داده شده است. لانچر چندگانه RBU – ۶۰۰۰ که از دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط کشتی های جنگی روسیه مورد استفاده قرار می گیرد، بمب های زیر آبی راکتی مجهز به یک کلاهک ۵۵ پوندی را تا برد تقریبا ۶.۵ کیلومتری شلیک می کند. این برد در مقایسه با پرتابگرهای چند منظوره معمولی مانند HIMARS که می توانند موشک های هدایت شونده با GPS را تا حدود ۸۰ کیلومتر شلیک کنند، زیاد نیست. این بدان معنی است که این خودروی با زره سبک – با تنها نیم اینچ زره جلویی – باید به طور تهدیدآمیز و خطرناکی به هدف خود نزدیک شود. از سوی دیگر، یک پرتابگر ۱۲ لوله ای که خمپاره های ساخته شده از خرج زیر آبی را شلیک می کند، هر کدام با بیش از دو برابر خرج انفجاری یک گلوله هویتزر ۱۵۵ میلی متری، می تواند در طول عمر (کوتاه) خود ویرانگر باشد.

یک سرباز از کنار یک خودرو زرهی سبک MT-LB مجهز شده به هوویتزر در نزدیکی نووسلیوکا پرشا عبور می کند، در ۴ دسامبر ۲۰۲۳

روسیه همچنین MT – LB ها را به برجک های توپ ۲۵ میلی متری مسلح کرده است که در اصل به عنوان سلاح های ضدهوایی برای کشتی ها طراحی شده اند. هم روسیه و هم اوکراین – که از تجهیزات زیادی متعلق به دوران شوروی استفاده می کنند – MT – LB ها را به لانچرهای موشک هواپیما مسلح کرده اند.

آینده سلاح های فرانکنشتاینی

در حالی که بسیاری از مناطق جهان در حال جنگ یا آماده شدن برای آن هستند، احتمالاً تقاضای شدیدی برای سلاح وجود داشته باشد. ممکن است ظرفیت جهانی کافی برای پاسخگویی به این تقاضا وجود نداشته باشد، به خصوص در شرایطی که جنگ های مدرن، همانطور که در کشتار متقابل جنگ روسیه و اوکراین مشهود است، منجر به فرسایش شدید می شود.

این نشان می دهد که ملت ها ممکن است نیاز داشته باشند تا به سوی هر تکه و قطعه نظامی که در دست دارند دست دراز کنند تا سلاح های فرانکنشتاینی بسازند. با این حال، در بهترین حالت یان یک راه حل ناکامل و دارای نقص است. قطعات متعدد از کشورهای مختلف، که هرگز برای کار با یکدیگر طراحی نشده اند، در تعمیر و نگهداری، قطعات یدکی و یافتن مهمات مناسب با چالش هایی مواجه می شوند.

همانند ساخته دکتر فرانکنشتاین، سلاح های فرانکنشتاینی هم زنده هستند. اما با یک بهای سنگین.

منبع: https://digiato.com/tech/most-notorious-franken-weapons

نیروی هوایی آمریکا چند بمب افکن دارد؟

از جنگ جهانی دوم تا بیشتر دوران جنگ سرد و تا دوران مدرن، ارتش ایالات متحده از ناوگان بمب افکن های دوربرد برای تضعیف، نابود ، یا ارعاب نیروهای دشمنان شناخته شده خود استفاده کرده است. اما همانطور که فناوری نحوه کار دنیای مدرن را تغییر داده است، نحوه جنگ‌ها را نیز تغییر داده است و در عصر جنگ هواپیماهای بدون سرنشین و سلاح‌های هوشمند دوربرد، بمب‌افکن‌های هدایت‌شونده کمتر و کمتر به سلاح منتخب تبدیل می‌شوند. نیروی هوایی آمریکا نیروها متحد هستند

نیروی هوایی آمریکا چند بمب افکن دارد؟

این بدان معنا نیست که نیروی هوایی آمریکا و سایر نیروهای مسلح این کشور دیگر از بمب افکن استفاده نخواهند کرد. کاملاً برعکس است، حتی اگر موجودی بمب افکن های آماده پرواز آمریکا با آنچه در دوران اوج صنعت بمب افکن بود فاصله زیادی داشته باشد. در حالی که این تعداد زمانی به هزاران نفر می رسید، امروز تعداد ناوگان بمب افکن USAF به صدها نفر می رسد. بررسی سریع هواپیماهای فهرست شده در وب سایت رسمی USAF به شما می گوید که این سرویس در حال حاضر تنها 140 بمب افکن آماده ماموریت دارد.

بر اساس گزارش های اخیر، این تعداد در سال های آینده با افزایش تولید B-21 Raider که به تازگی توسعه خود را به پایان رسانده و وارد فاز تولید انبوه شده است، افزایش خواهد یافت. با این حال، حتی با وجود ناوگان کوچکی از مهاجمان در راه، بمب‌افکن‌ها دیگر اولویت اصلی نیروهای مسلح ایالات متحده نبودند.

نیروی هوایی آمریکا چند بمب افکن دارد؟

نیروی هوایی آمریکا این روزها تنها از 4 مدل بمب افکن استفاده می کند.

تنها سه مدل دیگر از بمب افکن در وب سایت USAF ذکر شده است، در حالی که B-1B Lancer، B-2 Spiri و B-52H Stratofortress بخش عمده ای از موجودی بمب افکن های USAF را تشکیل می دهند که هر کدام دارای برد بمب افکن های خاص خود هستند. مهارت های منحصر به فرد نیروی هوایی از B-1B Lancer مافوق صوت به عنوان “، کار” ناوگان بمب افکن خود یاد می کند که سرعت و طراحی شیک را با توانایی حمل سنگین ترین محموله در بین هر بمب افکن نیروی هوایی ترکیب می کند. آمریکا توسعه این هواپیما را در دهه 1970 برای جایگزینی B-52 آغاز کرد. این بمب افکن اولین ماموریت خود را در اواسط دهه 1980 انجام داد و گفته می شود که 50 رکورد جهانی برای یک بمب افکن دارد و احتمالاً در آینده نزدیک بخشی از زرادخانه نیروی هوایی خواهد بود.

نیروی هوایی آمریکا چند بمب افکن دارد؟

به طور طبیعی، بمب افکن دو سرنشین B-2 Spirit پس از ورود به خدمت در ناوگان نیروی هوایی ایالات متحده در اواخر دهه 1980 به یک افسانه در هوانوردی نظامی تبدیل شد و برای بسیاری به عنوان “بمب افکن مخفی” شناخته شد.

همین امر در مورد سرباز قدیمی ناوگان، B-52H Stratofortress، یک مدل ارتقا یافته از B-52 افسانه ای نیز صدق می کند. بله، بزرگتر و کندتر از هواپیمای دیگر است. اما اگر جی در سرعت ضعیفتر باشد، با قدرت و استقامت خود آن را جبران می کند و زمانی که نیروهای آمریکایی می خواهند به دشمن ضربه محکمی بزنند، گزینه ایده آل باقی می ماند.

منبع: https://digiato.com/tech/how-many-bombers-does-the-united-states-have

10 واقعیت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که شاید نمی دانستید

او یکی از مشهورترین (و همزمان منفورترین) افراد در هالیوود است. بسته به این که از کدام منتقد فیلم بپرسید، او یا یکی از کارگردانانی است که صنعت فیلمسازی را (با معرفی فیلم های بلاک باستر کودکانه نسبت به فیلم های بالغ تر) به ابزاری کودکانه تبدیل کرد یا یکی از مبتکرترین، الهام بخش ترین و موفق ترین داستان های سینماست. از آنجایی که استیون اسپیلبرگ یک فیلمساز جریان اصلی سینما محسوب می شود، مردم به اندازه یک فیلمساز فرزانه و دانشمند مثل استنلی کوبریک به حرفه او نگاه نمی کنند. اما اتفاقات و نکات ریز و درشت زیادی در زندگی و حرفه اسپیلبرگ وجود دارد که ارزش بررسی دارند تا دید دقیق تری از ده ها فیلم کلاسیک او به دست آید. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با ۱۰ واقعیت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ آشنا کنیم که شاید از آن ها بی اطلاع بودید.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۱۰- وحشت های فیلم اولش

برای سال ها، استیون اسپیلبرگ در عرصه سینما به عنوان یک نوجوان نابغه شهرت داشت و او نشان داد که لیاقت این شهرت را دارد. اولین فیلم تجاری شناخته شده او، به نام Firelight در سال ۱۹۶۴، فیلمی دو ساعته بود که او در آخر هفته ها و در حالی که تنها ۱۶ سال داشت، فیلمبرداری کرده بود. این فیلم درباره حمله بیگانگان (که به قدری احمقانه است که در سکانس پایانی آن، فرازمینی ها شیر یا خط می کنند تا تصمیم بگیرند که آیا اول به اتحاد جماهیر شوروی حمله کنند یا آمریکا) در واقع به صورت تجاری در زادگاهش فینیکس، آریزونا به نمایش درآمد. گفته می شود این فیلم ۱ یا ۱۰۰ دلار سود داشته است، نوعی از ابهام که بعدها که اسپیلبرگ با حسابداری خلاقانه هالیوود مواجه شد برایش آشناتر شد. با این حال، فیلم تقریباً به طور کامل از دست رفت زیرا اسپیلبرگ آن را به عنوان نمایش مهارت های کارگردانی خود برای یک تهیه کننده فرستاد و تهیه کننده نتوانست آن را حفظ کند. البته به نظر نمی رسد که اسپیلبرگ از گم شدن فیلمش ناراحت شده باشد زیرا از این فیلم به عنوان «یکی از بدترین ۵ فیلمی که تاکنون ساخته شده بود» یاد کرده است.

با این حال، یک جنبه از این فیلم تاثیری ماندگار بر اسپیلبرگ گذاشت و آن هم علاقه دیرپای او به موجودات فرازمینی بود. به خاطر بلندپروازانه بودن دیوانه وار اولین فیلم اسپیلبرگ بود که او در دوران نوجوانی توانست استفاده از هواپیما، جیپ و – از همه مهم تر – اتاقی در یک بیمارستان را تضمین کند. در جریان برداشت سکانس بیمارستان، اتفاقی افتاد که به نظر می رسید اسپیلبرگ را شوکه کرده است. همان طور که بعدها گفت، او مجبور بود نور، سیاهی لشکر و مردانی دارای میکاپ را تصور کند تا از تهوع جلوگیری کند، اما جزئیات دقیق آنچه را که دید کاملاً مبهم باقی گذاشت.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۹- شاید ماریجوآنا باعث شد اولین اسکارش را از دست بدهد

از آنجا که یکی از پنج فیلم فاجعه ای که تا به حال ساخته شده بود، نتوانست موفقیتی برای اسپیلبرگ و کارهای بعدی اش باشد، او در سال ۱۹۶۸ در سن ۲۲ سالگی یک فیلم جدید ساخت. این اولین پروژه سینمایی اسپیلبرگ به عنوان یک کارگردان استخدام شده بود. این فیلم کوتاه Amblin’ نام داشت و فیلمی بدون دیالوگ درباره زن و مرد جوان هیپی بود که در اتوبوس با هم آشنا می شوند، برای ماریجوآنا کشیدن به طبیعت رفته و با هم رابطه ، برقرار می کنند. رابطه آن ها زمانی به پایان “تراژیک” خود می رسد که زن داخل جعبه گیتار مرد را نگاه می کند و می بیند که یک سری اقلام- مثل یک کتاب، یک کت و شلوار کاری، دستمال توالت و غیره – که نشان می دهد او یک آدم درست و حسابی است که وانمود می کند یک هیپی است تا او را گول بزند.

اگر چه استیون اسپیلبرگ این فیلم را نیز بی معنی و ضعیف دانسته و به یک آگهی تبلیغاتی پپسی تشبیه کرده بود، در هنگام تکمیل شدنش طرفداران خاص خودش را داشت. دنیس هافمن که اسپیلبرگ تحت نظارت او این فیلم را کارگردانی کرده بود، فکر می کرد یک فیلم دارای شانس اسکار را در اختیار دارد و تبلیغات گسترده ای برای فیلم کرد.

در اولین نمونه از رابطه بسیار بد اسپیلبرگ با آکادمی اسکار، فیلم او حتی نامزد اسکار هم نشد. به گفته هافمن، در صحبت های بعدی اش با افراد فعال در هالیوود در آن زمان متوجه شد که آکادمی (که در آن زمان بسیار محافظه کار بود) به دلیل استفاده تفریحی از ماریجوآنا هم در فیلم و هم در تبلیغات، احساس خوبی به این فیلم پیدا نکرده بودند.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۸- سال های ناموفق در تلویزیون

تا حدودی بعد از اثبات خود با فیلم Amblin’، در سال ۱۹۶۹ اسپیلبرگ اولین کار تلویزیونی حرفه ای خود را در سریال Night Gallery تجربه کرد، سریالی که به نوعی دنباله سریال The Twilight Zone ساخته راد سرلینگ بود. اولین کار او بخشی از اپیزود آزمایشی سریال با نام Eyes با بازی بازیگر برنده جایزه اسکار، جوآن کرافورد در نقش یک زن نابینا بود که درست در زمان خاموشی گسترده، پیوند چشم دریافت می کند. در سن ۲۲ سالگی، اسپیلبرگ با فاصله ای زیاد جوان ترین فرد در میان سازندگان سریال بود که بیشتر آن ها در حدود ۵۰ سال سن داشتند. او که بی تجربه بود، مجبور بود یک ستاره را به عنوان هنرپیشه به کار گیرد و می خواست مهارت های خود را با برداشت های خاص و باشکوه نشان دهد، اما در نهایت اسپیلبرگ کاری را انجام داد که یک کار ناموفق محسوب می شد و باید در اتاق تدوین نجات داده می شد. به عنوان مثال، برای سکانسی که قرار است عصب های بینایی از یک بیمار به بیمار دیگر منتقل شوند، اسپیلبرگ از هیچ برداشت جراحی استفاده نکرد تا سکانس پیوند را منسجم به تصویر بکشد. در پایان این کار، او به عنوان یک کارگردان کار خراب کن و حتی بدتر از آن، به عنوان یک کارگردان آوانگارد شهرت پیدا کرد.

یک سال بعد، او بار دیگر شانس کارگردانی در دنیای تلویزیون را با سریال Night Gallery در بخشی به نام Make Me Laugh بدست آورد، اپیزودی در مورد مردی که با نوعی معامله با شیطان سعی دارد به موفق ترین کمدین تاریخ تبدیل شود. این بار، کار اسپیلبرگ به اندازه ای توسط شبکه سازندده بد در نظر گرفته شد که تقاضاهایی برای اخراج او وجود داشت. در عوض، صحنه های اپیزود از نو فیلمبرداری شده و برخی از بازیگران جایگزین شدند. اتفاقاً کارگردان سکانس های بازسازی شده، ژانت شوارتس بود که بعدها آرواره ها ۲ را کارگردانی کرد. ظاهراً زندگی حرفه ای او برای مدتی درست پشت سر اسپیلبرگ بود. همه این شکست ها کافی بود تا اسپیلبرگ را متقاعد کند که به طور کامل از کار در تلویزیون کناره گیری کند اما خوشبختانه در سال ۱۹۷۱ او کار کارگردانی فیلم تلویزیونی دوئل (Duel) را به عهده گرفت؛ یک فیلم پرتعلیق حقیقتاً کلاسیک که زندگی حرفه ای او را احیا کرد.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۷- توالت ها: فیلم

پس از دوئل، اسپیلبرگ به اقتباس از کتابی علاقه مند شد که شاید برای او بسیار عجیب به نظر برسد، حتی با دانستن اینکه او تهیه کننده اجرایی سریال هایی مانند Animaniacs بود. در سال ۱۹۶۹، والاس ریبرن کتابی در مورد اختراع توالت به نام Flushed with Pride: The Story of Thomas Crapper منتشر کرد. این کتاب در واقع نقش او در ایجاد توالت های سیفون دار مدرن را اغراق آمیز جلوه می دهد و به این تصور غلط دامن زد، تا حدی که که مدفوع به خاطر او نام عامیانه ، به معنای مزخرف را گرفته است. اسپیلبرگ دوستانش، ویلارد هویک و گلوریا کاتز را که مدت کوتاهی بعد به خاطر سناریو American Graffiti مشهور شدند، برای نوشتن سناریو این فیلم استخدام کرد.

در سال ۱۹۷۲، این ایده به اندازه اکنون احمقانه و خنده دار به نظر نمی رسید. در همان سال، وودی آلن کتاب پرفروش Everything You Always Wanted to Know about Sex But Were Afraid to Ask را اقتباس کرد و یک کمدی موفق و پرفروش ساخت. با این حال، ایجنت اسپیلبرگ کاملاً مخالف این ایده بود. او با گفتن این جمله که ” استیون، اگر این فیلمی است که تو می خواهی بسازی، من نمی خواهم نماینده تو باشم» باعث شد که اقتباس سینمایی Flushed With Pride ساخته نشود.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۶- الهام گرفتن از یادگاری از بدترین تجربه زندگی اش

در سال ۱۹۷۳، اسپیلبرگ برای کارگردانی اقتباسی از آرواره ها (Jaws) نوشته پیتر بنچلی استخدام شد که در نهایت بسیار بهتر از نسخه ادبی اش از آب درآمد. در حال حاضر مشکلات تولید دوران ساخت این فیلم شناخته شده هستند، از مشکل کار با ربات کوسه تا فیلمبرداری در محل در کنار ساحل. اما این فیلم چنان موفق شد که شیوه اکران فیلم ها در ایالات متحده را تغییر داد. یکی از اصلی ترین قایق هایی که در فیلم استفاده می شد، به نام Orca 1، به عنوان بخشی از یک تور نمایشی به استودیو یونیورسال برده شد. برای سال ها بعد از آن، در دوران های پراسترس، شایعه شده که اسپیلبرگ به صورت مخفیانه وارد این شبه موزه شده تا به یادش بیاید که دوران فیلمبرداری آرواره ها بدترین و سخت ترین دوران زندگی اش بوده است. خب، او این کار را می کرد تا اینکه آن قایق با اره تکه تکه شده و از محوطه خارج شد. احتمالاً باتوجه به اینکه او اکنون بسیار ثروتمند است، می تواند به جای آن قایق، با پرواز در سفینه ای از فیلم Close Encounters of the Third Kind خود را آرام کند.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۵- ساخت همزمان یک امپراطوری و یک قلعه شنی

در سال ۱۹۷۷، جورج لوکاس و اسپیلبرگ برای تعطیلات به هاوایی رفتند زیرا قرار بود فیلم جنگ ستارگان به زودی در سینماها اکران شود و لوکاس می خواست هنگامی که فیلم او منتشر شده و خبر شکست تجاری آن با توجه به تلاش های زیادش منتشر می شود، او در سفر باشد. نگرانی های مشابهی هم وجود داشت مبنی بر اینکه فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم به کارگردانی اسپیلبرگ هم خوب از کار درنیاید و او نیاز به استراحت داشت. البته خبر رسید که این فیلم قرار است یک موفقیت تجاری بزرگ باشد. واکنش لوکاس این بود که جاه طلبانه تر عمل کنند و او و اسپیلبرگ در حین کار روی یک قلعه شنی بسیار پرجزییات، بحث عمیق و بزرگی داشتند. در طول ساخت این قلعه شنی، لوکاس ایده کارگردانی فیلم Raiders of the Last Ark را با اسپیلبرگ در میان گذاشت زیرا لوکاس آنقدر از کارگردانی جنگ ستارگان متنفر بود که نمی خواست برای مدتی طولانی دوباره روی صندلی کارگردانی بنشیند.

اما در آن زمان، آینده اسپیلبرگ هنوز در هاله ای از ابهام قرار داشت و معلوم نبود سرنوشت فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم چه می شود. لوکاس اکنون یک فیلم علمی – تخیلی بسیار موفق داشت و جنگ ستارگان با داشتن مقادیر زیادی حس گرم و انسانیت، هیاهوی فیلم اسپیلبرگ را خاموش کرده بود. البته در نهایت به لطف موفقیت و جذابیت فیلم اسپیلبرگ این اتفاق نیفتاد، اما در آن زمان این احساسی بود که وجود داشت و همه منتظر شکست فیلم اسپیلبرگ و خودش بودند. شاید این یکی از پرتنش ترین و پراضطراب ترین موارد ساخت قلعه شنی در تاریخ بوده باشد.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۴- دریدن صورت یک بازیگر

اگرچه فیلم Poltergeist در سال ۱۹۸۲ معمولاً به عنوان یک اثر کلاسیک ترسناک شناخته می شود، اما برخی از طرفداران آثار ترسناک احساس می کنند که این فیلم آن چیزی نبود که می توانست باشد. این باور اغلب براساس این تصور است که حس خانوادگی بودن داستان هایی که اسپیلبرگ به عنوان تهیه کننده این فیلم در آن دوران نشان می داد (برای مثال، او E.T را همان سال ساخت) با لحن تاریک تری که کارگردان فیلم، توبی هوپر (کارگردان فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس) در صورت آزادی کامل به داستان می داد، در تضاد بود. به هر حال، این فیلم یک فیلم با درجه بندی PG است و اگر چه از نظر محتوای مجاز PG بسیار فراتر از فیلم های امروزی رفت، اما فیلم خیلی خشنی نیست. اما تصاویری از پشت صحنه یکی از لحظات به یاد ماندنی این فیلم نشان می دهد که این کار چندان ساده نبوده است.

در ترسناک ترین سکانس فیلم، شخصیت مارتی با بازی مارتین کاسلا در حال نگاه ، به آینه است که نور زردی از بالا به او می تابد. او متوجه برشی می شود که در کناره گونه اش ایجاد می شود و با سردرگمی به آن دست می زند و بعد صورتش شروع به دریده شدن و افتادن به درون سینگ ظرفشویی می کند. به جای اینکه چیزی باشد که اسپیلبرگ فکر می کرد زیاده روی بیش از حد است، در واقع این سکانس چیزی بود که او در ساختش دست داشته و با آن موافق بود. او فکر می کرد که دریده شدن صورت، جالب به نظر می رسد، بنابراین در واقع این دست های اسپیلبرگ است که ماسک ژلاتینی را از صورت او پایین می کشد. این اتفاقی نیست که زمانی که تهیه کنندگان احساس می کنند یک صحنه ممکن است از خط قرمزها عبور کند، از آن ها انتظار داریم.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۳- تلاش برای حفاظت از جرج لوکاس

در سال ۲۰۰۸، دیدار اسپیلبرگ و لوکاس در جریان ساخت قلعه شنی، بدترین نتیجه خود را با اکران ایندیانا جونز و پادشاهی جمجمه بلورین در پی داشت. اگر چه این فیلم یک موفقیت تجاری بود، اما منتقدان و طرفداران کارهای لوکاس و اسپلبرگ دائماً از آن انتقاد می کنند. بیش ترین شکایت مربوط به صحنه ای است که در آن ایندیانا جونز به یک شهر جعلی بر می خورد که برای آزمایش هسته ای مورد استفاده قرار می گیرد، وارد یک یخچال می شود و از انفجار جان سالم به در می برد، زیرا بدنه این یخچال با سرب لایه کاری شده است. حتی در دنیای ایندیانا جونز که پر از فانتزی و داستان های افسانه ای است، این موضوع باعث شد تا بسیاری از مردم نتوانند آن را باور کنند، درست همان اتفاقی که در فیلم ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی و در مورد جام مقدس و از بین رفتن مهر و موم آن رخ داد.

سال ها بعد در میان شکایت های متعددی مبنی بر اینکه جرج لوکاس باعث خراب شدن سری فیلم های ایندیانا جونز شده (همان بلایی که به باور آن ها لوکاس با دنباله های خود بر سر جنگ ستارگان آورد)، اسپیلبرگ تلاش کرد از لوکاس دفاع کند و مدعی شد که آن سکانس مشهور یخچال اشتباه و کار او بوده و نه لوکاس. با این حال لوکاس این گفته اسپیلبرگ را رد کرد و گفت که دوستش قصد دارد با این کار از او محافظت کند. شاید این تنها باری است که دو فیلمساز موفق سعی می کنند گناه بدترین صحنه فیلم هایشان را به گردن بگیرند.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۲- جشن گرفتن فیلم ها با سلاح

با وجود این که اسپیلبرگ یک دموکرات وفادار و فعال است (که باور نمی کند حزب جمهوری خواه از چنان پیشرو بودن در قرن نوزدهم به چنین حزب محافظه کاری تبدیل شده است)، اما از برخی جهات با دوستداران اسلحه در آمریکا در یک جبهه قرار دارد. اسپیلبرگ ظاهراً یکی از بزرگ ترین کلکسیون های اسلحه را در ساحل غربی دارد و افراد مشهوری مانند چارلتون هستون و شیا لباف ادعا می کنند که او یک تیرانداز ماهر است. او ظاهراً از هر یک از فیلم هایش یک اسلحه را برداشته و سفارش حکاکی روی آن را می دهد، فرایندی که به گفته لباف (اگر واقعیت داشته باشد) یک سال طول می کشد. هیچ گزارشی مبنی بر اینکه او قصد دارد مجموعه ارزشمند خود را با یک مجموعه دموکرات تر جایگزین کند، وجود ندارد. ظاهراً این علاقه به اسلحه برای اولین بار در طول پیش تولید فیلم۱۹۴۱ به وجود آمد، زمانی که اسپیلبرگ با جان میلیوس کارگردان فیلم های Conan the Barbarian و Red Dawn و باب گیل و رابرت زمکیس نویسندگان فیلم نامه فیلم ۱۹۴۱ وقت می گذراند. حتی عجیب تر این بود که اسپیلبرگ این سرگرمی را در آن زمان پیدا کرد زیرا گفته می شود که تیراندازی باعث سردرد و سرگیجه اش می شده است.

10 حقیقت جالب در مورد استیون اسپیلبرگ که نمی دانستید

۱- درگیری با پدر

برای بسیاری از ما فرار از سایه یکی از اعضای خانواده که تبدیل به مشهورترین کارگردان سینما در جهان شده، دشوار است، اما به نظر می رسد آرنولد اسپیلبرگ در این امر موفق بوده است. او به عنوان یکی از توسعه دهندگان اولین کامپیوتر مورد استفاده در محیط کسب و کار، اختراع اولین صندوق پول در یک شبکه الکترونیکی، و اولین سیستم کتابخانه الکترونیکی، در میان دیگر دستاوردهای فنی شناخته می شود. این احتمال وجود دارد که آرنولد اسپیلبرگ نسبت به پسرش تاثیر بیشتری در زندگی روزمره شما داشته باشد. آرنولد واکنش بحث برانگیزی نسبت به حرفه فیلمسازی پسرش داشت. در یک دوران، آرنولد پسرش را از خانه اش بیرون انداخت، زیرا تدوین فیلم اول استیون، اتاق نشیمن او را اشغال کرده بود و زندگی عاشقانه پدرش را مختل کرده بود. بعدها که استیون به سختی کار ساخت فیلم ۱۹۴۱ را به پایان رساند پدرش به او گفت که از این فیلم متنفر است و استیون فقط گفت: «با من حرف نزن بابا». ظاهراً پدر اسپیلبرگ فیلم Raiders of the Lost Ark را نیز دوست نداشته است. منتقدان سینمایی گفته اند که استیون در بسیاری از فیلم های اولیه اش، درگیری های خود با پدرش را به شکل تصویرسازی کاریکاتوری از او در نقش شخصیت های مرد اصلی فیلم هایش که مشکلاتی از باب ویژگی های مردانه دارند، به نمایش می گذاشته است.

منبع: https://digiato.com/tech/fascinating-facts-about-steven-spielberg

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

لاکهید مارتین به مرحله مهمی در تولید جنگنده تهاجمی F-35 رسیده است. با این حال، این دستاورد، اگرچه قابل توجه است، اما به دلیل داستان در حال انجام توسعه و آزمایش پیکربندی سخت افزاری Tech Refresh-3 (TR-3) پیچیده است. TR-3 از قابلیت های آینده F-35، که در مجموع به عنوان بلوک 4 شناخته می شود، پشتیبانی می کند. تاخیر در TR-3 به این معنی است که F-35 ها پس از ساخت، پارک و تحویل نخواهند شد و منتظر این قابلیت های جدید هستند. این در مورد هزارمین F-35 نیز صدق می کند.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

لاکهید مارتین در مورد وضعیت تحویل F-35 از جمله 1000 امین هواپیمای تولید شده گفت:

ما به تولید سریع F-35 ادامه می دهیم و هواپیماها را در مراحل مختلف فرآیند تولید نهایی داریم. زمانی که این هواپیماها سخت افزار لازم TR-3 را دریافت کردند و نرم افزار نهایی TR-3 در دسترس بود، به روند ساخت ادامه خواهند داد. پارکینگ، تا زمان تحویل “

صرف نظر از این، رسیدن به 1000 واقعاً یک دستاورد شگفت انگیز برای این برنامه بحث برانگیز است که گاهی اوقات با مشکل مواجه شده است.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

تا اوایل ژانویه، ناوگان F-35 بیش از 773000 ساعت پرواز داشته، بیش از 2280 خلبان و 15400 تکنسین تعمیر و نگهداری را در 14 سرویس هوانوردی در سراسر جهان آموزش داده و بیش از 469000 سورتی پرواز داشته است. در حال حاضر میزبان 32 پایگاه و 11 کشتی است یا می تواند میزبان جنگنده های F-35 باشد و 17 کشور در برنامه بین المللی Joint Strike Fighter (JSF) شرکت می کنند.

تقاضا برای F-35 هرگز بیشتر از این نبوده است. درگیری های ژئوپلیتیکی اخیر و تهدیدات در حال تغییر تقاضا برای این جنگنده پیشرفته نسل پنجم را افزایش داده است. برای مشتریان جدید یا مشتریان فعلی که درخواست هواپیمای بیشتری دارند، خرید هواپیمای TR-3 و قابلیت‌های بالقوه بلوک 4 دارای ارزش زیادی خواهد بود. آنها یک هواپیمای بالغ تر با قابلیت ها و پتانسیل توسعه بسیار بیشتر از نسخه های قبلی دریافت خواهند کرد.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

بلوک 4 شامل بسیاری از ویژگی های جدید، از جمله قدرت پردازش بسیار افزایش یافته، نمایشگرهای جدید، خنک کننده پیشرفته، سنسورهای الکترواپتیکال جدید (EOTS و DAS) و مجموعه ای از سلاح های اضافی است که واقعاً پتانسیل F-35 را آزاد می کند. مهمتر از آن، مجموعه رادار و جنگ الکترونیک جدید این هواپیما را باید بزرگترین پیشرفت آن دانست. به گفته فرمانده نیروی هوایی ارتش، جنبه جنگ الکترونیک به تنهایی بزرگترین مزیت بلوک 4 است.

مشکل کنونی این است که F-35 به یک ستون فقرات سخت افزاری جدید و پایگاه نرم افزاری مرتبط، که مجموعاً TR-3 نامیده می شود، نیاز دارد تا نیازهای مختلف برای ارتقاء بلوک 4 را برآورده کند. TR-3 در توسعه خود با تاخیرهای متعددی مواجه شده است.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

پیر شدن ناوگان فعلی هواپیماهای آزمایشی F-35 و سایر محدودیت ها در زیرساخت های آزمایشی موجود، به ویژه در رابطه با آزمایشگاه های نرم افزاری زمینی، این مسائل را پیچیده تر کرده است. اولین پرواز یک هواپیمای آزمایشی F-35 با نسخه TR-3 در ژانویه 2023 انجام شد و تلاش ها برای ایجاد یک نیروی آزمایشی اختصاصی TR-3 با مجموع شش جنگنده ضربتی مشترک در حال انجام است.

انتظار می رود توسعه TR-3 بین آوریل و ژوئن سال جاری به پایان برسد. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، این یک سال تا 18 ماه دیرتر از زمان مورد انتظار انجام خواهد شد.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

این تاخیرها همچنین منجر به هزینه های اضافی قابل توجهی برای برنامه F-35 شده است. در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان در ماه دسامبر، نماینده دونالد نورکراس، D-N.J گفت که مشکلات مربوط به TR-3 منجر به افزایش یک میلیارد دلاری هزینه شده است. بر اساس گزارش دفتر پاسخگویی دولت (GAO)، هزینه تخمینی کامل برنامه F-35، با وجود پایان عمر مورد انتظار آن در دهه 2070، در حال حاضر حدود 1.7 تریلیون دلار است.

هنگامی که توسعه بسته TR-3 کامل شد، این پیشرفت ها همچنان باید در هواپیماهای موجود ادغام شوند. به طور جداگانه، برنامه F-35 به دنبال ارتقاء موتورهای پرت اند ویتنی F135 است که همه انواع جنگنده های حمله مشترک را تامین می کند، و همچنین سیستم های مدیریت قدرت و حرارتی که برای فعال ، قابلیت های بلوک 4 نیز ضروری است. مشکلات موتور F135 تبدیل به یک مشکل شده است. موضوع داغ.

هزارمین هواپیمای جنگنده F-35 نیز از خط تولید خارج شد

در همین حال، ارتش ایالات متحده به صراحت اعلام کرده است که تا زمانی که مشکل TR-3 حل نشود، هیچ اف-35 جدیدی را نمی پذیرد. ظاهراً به این دلیل است که تا زمانی که سخت افزار و نرم افزار اولیه به درستی کار نکند، نمی توان پروازهای بازرسی لازم را در هواپیما انجام داد.

بنابراین، حداقل برای چند ماه دیگر، هزارمین F-35 و بسیاری از F-35 های دیگر باید منتظر بمانند تا کار بر روی ارتقای هسته TR-3 تکمیل شود.

منبع: https://digiato.com/tech/the-1000th-f-35-has-been-built

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

آیا از ورزش های قدیمی و تکراری خسته شده اید؟ شاید وقت آن رسیده که چیز جدیدی را امتحان کنید! بنابراین، امروز قصد داریم به ده ورزش برتری که نمی دانستید ورزش هستند نگاهی بیاندازیم. در زیر، برخی از فعالیت های منحصر به فرد و هیجان انگیزی که می توانید در آنها رقابت کنید را مورد بحث قرار خواهیم داد. برای گسترش افق های خود و کشف دنیای جدیدی از ورزش آماده شوید!

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

10- کشتی با انگشت

کشتی با انگشت پا یک ورزش عجیب و نسبتا ناشناخته است که منشا آن انگلستان است. قوانین بازی ساده است: دو حریف انگشتان خود را قفل می کنند و سعی می کنند پای حریف خود را به زمین بکوبند. اولین کسی که پای حریفش را به مدت سه ثانیه به زمین بچسباند برنده مسابقه است. علیرغم قواعد و داستان بسیار عجیبی که دارد، کشتی کج طرفداران وفادار زیادی دارد. حتی مسابقات جهانی این رشته هر ساله در انگلستان برگزار می شود که در آن ورزشکاران از سراسر جهان گرد هم می آیند تا عنوان قهرمانی جهان را کسب کنند. یکی از دلایل محبوبیت کشتی پنجه این است که این ورزش ورزشی است که هر کسی بدون در نظر گرفتن سن و سطح مهارت خود می تواند در آن شرکت کند. این ورزش نیازی به تمرین زیاد و وسایل گران قیمت ندارد و روشی مفرح برای ورزش و معاشرت با دیگران است. اگر علاقه مند به تلاش در کشتی کج هستید، باشگاه ها و رویدادهای محلی زیادی در بریتانیا وجود دارد که می توانید به آنها ملحق شوید. فقط کفش های خود را در بیاورید، نزدیک تر شوید و با انگشتان پاهای حریف خود درگیر نشوید!

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

9- فوتبال فایربال

فایربال یا فوتبال آتشی نسخه ای هیجان انگیز و منحصر به فرد از ورزش کلاسیک فوتبال است که محبوبیت زیادی پیدا کرده است. بازی با استفاده از یک توپ بزرگ انجام می شود که آتش زده می شود و عنصر خطر و هیجان را به بازی در حال حاضر پرتنش اضافه می کند. بازیکنان لباس و تجهیزات محافظ می پوشند و باید در فنون فوتبال و ایمنی در برابر آتش مهارت داشته باشند. هدف همان هدف فوتبال سنتی است: گلزنی با زدن توپ به تور تیم مقابل. فایربال فقط یک ورزش نیست، یک هنر است. شعله های آتش هنگام پرتاب توپ در زمین نمایشی مسحورکننده ایجاد می کند. این بازی به بازتاب سریع، چابکی و کار گروهی نیاز دارد و آن را راهی عالی برای ایجاد رفاقت و روحیه ورزشی در بین بازیکنان می کند. اما ایمنی در این ورزش اولویت است. حرفه ای های آموزش دیده بر بازی نظارت می کنند و دستورالعمل های ایمنی سختگیرانه ای در نظر گرفته شده است تا اطمینان حاصل شود که هیچ ، صدمه نمی بیند. بازی در یک محیط کنترل شده انجام می شود و بازیکنان برای شرکت باید تمام پروتکل های ایمنی را رعایت کنند.

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

8- مسابقه کشش گردن

آیا تا به حال نام مسابقه کشیدن گردن (کشیدن گوانا) را شنیده اید؟ این یک ورزش سنتی استرالیایی است که در آن دو نفر روبروی هم قرار می گیرند و یک کمربند چرمی سنگین به گردن خود می بندند، سپس در یک نسخه طناب کشی یکدیگر را می کشند. شرکت کنندگان ابتدا روی شکم دراز می کشند و سپس اندام فوقانی خود را بالا می برند. سپس تسمه هایی در اطراف گردن آنها قرار می گیرد. این بازی نام خود را از ژستی گرفته است که به نظر می رسد شرکت کنندگان از آن تقلید می کنند: مارمولک بومی استرالیا. اما مسابقه گردن کشی ریشه در قرن نوزدهم دارد و با هدف ارج نهادن به مقام گوانا ابداع شد. با این حال، اولین مسابقات ملی گوانا استرالیا در سال 1984 در وولی، نیو ساوت ولز برگزار شد. اما این ورزش فقط در مورد قدرت نیست، استراتژی و تکنیک نیز بسیار مهم است. بازیکنان باید بدانند که چگونه بدن خود را در موقعیت قرار دهند و حرکت دهند تا حداکثر نیرو را به حریف اعمال کنند. با این حال، این ورزش بدون خطر نیست. بازیکنان ممکن است دچار آسیب هایی مانند کشیدگی عضلانی، رگ به رگ شدن و گاهی اوقات حتی شکستگی شوند. به همین دلیل، اقدامات ایمنی برای اطمینان از انجام تمرینات در یک محیط امن انجام می شود.

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

7- نمایش با ، چوبی

، دوانی با ، چوبی یکی از معروف ترین ورزش های سوارکاری است که رواج زیادی پیدا کرده است. این ورزش شامل استفاده از ، چوبی – همان چوب هایی که در کودکی سوار می شدیم و فکر می کردیم سوار بر ، هستیم، با این تفاوت که سر ، چوبی نیز به این چوب ها اضافه شده است – برای انجام حرکات نمایشی. . در واقع، ، سواری فقط یک فعالیت برای سرگرمی و لذت نیست، بلکه یک راه ایده آل برای بهبود تعادل، هماهنگی و مهارت های سوارکاری است. این یک راه سرگرم کننده برای یادگیری هنر نشان دادن ، (به نام درساژ) بدون نیاز به ، واقعی است. مسابقات ، نمایش چوبی به طور فزاینده ای محبوب می شوند و سوارکاران در هر سن و سطح مهارتی در رویدادهای ملی در سراسر جهان به رقابت می پردازند. سوارکاران بر اساس توانایی آنها در انجام حرکات پر زرق و برق با ، چوبی خود، از جمله پیاف، دالان و پیروت، درست مانند مسابقات درساژ واقعی، قضاوت می شوند. این مسابقات اغلب در فضایی شاد و بامزه برگزار می شود و شوالیه ها و ، های چوبی آنها لباس های رنگارنگ می پوشند.

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

6- یک سیلی

سیلی زدن که به عنوان “مسابقه قهرمانی سیلی زدن روسیه” نیز شناخته می شود، یک ورزش منحصر به فرد و غیر متعارف است. در این ورزش دو حریف داریم که روی هم می ایستند و به نوبت به صورت هم سیلی می زنند. اگرچه ممکن است برای برخی عجیب به نظر برسد، اما این ورزش هم برای شرکت کنندگان و هم برای تماشاگران به یک تماشای جذاب تبدیل شده است. در مسابقات سیلی زدن، رقبا از خود انعطاف جسمی و روحی بالایی نشان می دهند. قوانین ساده هستند: هر بازیکن به نوبت به حریف سیلی می زند و هرکسی که در برابر سیلی ها مقاومت کند یا قوی ترین و دقیق ترین ضربه ها را وارد کند، پیروز می شود. با کمال تعجب، قدرت مشت زدن به تنهایی کافی نیست، استراتژی و استقامت برای پیروزی در این ورزش بسیار مهم است. افزایش محبوبیت این ورزش را می توان به حضور گسترده آن در رسانه های اجتماعی نسبت داد، جایی که سیلی های خیره کننده و رقابت شدید توجه میلیون ها نفر را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. به غیر از عامل سرگرمی، سیلی زدن به صورت نیز نشان دهنده استقامت انسان و توانایی مقاومت در برابر چالش های شدید است. با این حال، مانند هر ورزش دیگری، نگرانی های ایمنی و خطرات احتمالی مرتبط با سیلی وجود دارد. برای اطمینان از سلامت شرکت کنندگان در این مسابقه باید رویه ها و مقررات پیشگیرانه اعمال شود.

10 ورزش عجیب که وجودشان را باور نمی کنید

5- بزکشی

بزکشی یک بازی سنتی و هیجان انگیز است که در افغانستان، آسیای مرکزی و سایر نقاط جهان انجام می شود. این بازی با نام های کوکپر، اولاک تارتیش و اوگلاک تارتیس نیز شناخته می شود. بازی بر روی ، انجام می شود و هدف برداشتن لاشه بی سر یک بز یا گوساله است – این جنبه سنتی گاهی با یک توپ به جای لاشه حیوان جایگزین می شود و آن را به طرف دیگر زمین می چرخانند در حالی که دیگری بازیکنان دور می شوند از خودش این بازی به دلیل ماهیت خشن و خطرناک خود شناخته شده است، به طوری که بازیکنان اغلب با یکدیگر برخورد می کنند و از ، خود می افتند. مبارزه با بز فقط یک بازی نیست، بلکه یک رویداد فرهنگی است که مردم را گرد هم می آورد تا سنت های خود را جشن بگیرند. این بازی معمولاً در جشنواره ها و مناسبت های خاص انجام می شود و مایه مباهات و افتخار بازیکنان و جوامع آنهاست. باکاشی علیرغم ماهیت خشونت‌آمیزش در افغانستان، ازبکستان و سایر بخش‌های آسیای مرکزی بسیار مورد احترام و احترام است، که نمادی از انعطاف‌پذیری و قدرت مردمی است که آن را بازی می‌کنند و همچنین ارتباط آنها با تاریخ و فرهنگشان.

4- هات داگ بخورید

مسابقات هات داگ خوردن در ایالات متحده بسیار محبوب شده است و افراد زیادی در این مسابقات شرکت می کنند تا ببینند شرکت کنندگان می توانند در یک بازه زمانی مشخص چند هات داگ بخورند. در حالی که برخی ممکن است رقابت را سرگرم کننده بدانند، برخی دیگر آن را تشویق به عادات غذایی ناسالم و تمجید از پرخوری می دانند. معروف ترین این مسابقات، مسابقه سالانه هات داگ معروف ناتان است که در چهارم جولای هر سال در جزیره ، نیویورک برگزار می شود. این رویداد هزاران تماشاگر را به خود جذب می کند و دهه هاست در سراسر کشور پخش می شود. در سال های اخیر رقابت شدیدی بین جوی چستنات، قهرمان همیشگی و فعلی مسابقات و رقبای او وجود داشته است. با وجود انتقادات، مسابقات خوردن هات داگ برای اهداف خیریه برگزار شده است و برخی از این مسابقات باعث جمع آوری پول برای بانک های مواد غذایی و سایر سازمان های غیرانتفاعی شده است. اگرچه مسابقات خوردن هات داگ ممکن است برای همه جذاب نباشد، اما آنها بخشی منحصر به فرد و سرگرم کننده از فرهنگ مدرن آمریکایی هستند.

3- زوربینگ

زوربینگ یک ورزش منحصر به فرد و هیجان انگیز است که شامل پایین آمدن از تپه پس از قرار گرفتن در داخل یک توپ بادی غول پیکر است. این توپ از پلاستیک شفاف ساخته شده است که جذابیت آن را بیشتر می کند زیرا می توانید در حین چرخش دنیای اطراف خود را ببینید. Zorbing یک فعالیت سرگرم کننده برای تمام سنین است و برای کسانی که از ماجراجویی در فضای باز لذت می برند بسیار مناسب است. زوربینگ را می توان به تنهایی یا با دوستان انجام داد و انواع مختلفی از این ورزش از جمله فوتبال زوربینگ وجود دارد. زوربینگ آبی رایج ترین نوع زوربینگ است که شامل اضافه ، آب به توپ برای سر خوردن آن است. این ورزش برای روزهای گرم تابستان عالی است و سطح جدیدی از هیجان را به تجربه اضافه می کند. زوربینگ را می توان روی یخ نیز انجام داد که به زوربینگ برفی معروف است. این فعالیت زمستانی عالی راهی منحصر به فرد برای تفریح ​​در تپه های پوشیده از برف را فراهم می کند. این توپ مخصوص شرایط برفی طراحی شده است و می تواند به سرعت بالایی برسد.

2- فوتبال با دوچرخه

سایکلبال ورزشی منحصر به فرد است که عناصر دوچرخه سواری و فوتبال را ترکیب می کند. این بازی در زمینی به اندازه زمین بسکتبال با دو تیم دو نفره انجام می شود. هدف این است که با ضربه زدن توپ به دروازه تیم حریف تنها با استفاده از چرخ های دوچرخه، یک گل به ثمر برسانید. یکی از چالش برانگیزترین جنبه های دوچرخه بال نیاز به کنترل دقیق و تعادل است. بازیکنان باید بتوانند دوچرخه های خود را با چابکی حرکت دهند در حالی که چشمان خود را به توپ نگاه می دارند و حرکات حریف خود را پیش بینی می کنند. سایکلبال یک ورزش بسیار رقابتی است که به واکنش های سریع، آگاهی موقعیتی بالا و توانایی تفکر استراتژیک نیاز دارد. این ورزش به آمادگی جسمانی و تمرکز ذهنی زیادی نیاز دارد که آن را راهی عالی برای تناسب اندام و بهبود مهارت های شناختی می کند.

1- راسو دونده

ساق فرت یک ورزش است که در آن شرکت کنندگان فرت های خود را از موانع مختلف عبور می دهند. گفته می شود که این ورزش در اوایل دهه 1900 در انگلستان آغاز شد و از آن زمان در سایر نقاط جهان از جمله ایالات متحده و کانادا بسیار محبوب شده است. در این ورزش، شرکت کنندگان شلوار تنگ می پوشند و سپس یک راسو را در هر پا از شلوار فرو می کنند. سپس راسو رها می شود و به سمت خط پایان می رود. اولین مسابقه‌ای که با هر دو راسو از خط پایان عبور کند، برنده مسابقه است. نسخه دیگری از این مسابقه وجود دارد که پس از گذاشتن راسو در شلوار، هر کسی که بتواند راسو را در شلوار خود نگه دارد برنده می شود. مسابقه راسو نسبتاً ایمن است، اما خطراتی دارد. برای مثال، راسوها ممکن است شرکت کنندگان را گاز بگیرند یا خراش دهند، و همچنین ممکن است از شلوار خود بیرون بیایند و فرار کنند.

منبع: https://digiato.com/tech/sports-you-didnt-know-were-sports

با ثروتمندترین زوج های دنیای فوتبال آشنا شوید

وقتی بازیکنان فوتبال عاشق زنانی با حس اقتصادی قوی می شوند، نتیجه یک زوج ثروتمند است.

این 10 زوج با ثروتی نجومی ثروتمندترین زوج های دنیای فوتبال هستند.

همانطور که انتظار می رفت کریستیانو رونالدو و شریک زندگی اش جورجینا رودریگز در این لیست قرار دارند اما آنها ثروتمندترین زوج این ورزش محبوب نیستند.

و سپس با ثروتمندترین زوج های دنیای فوتبال آشنا خواهیم شد.

10- رحیم استرلینگ و پیج میلن: 37 میلیون پوند

رحیم استرلینگ و نامزدش پیج مایلن رابطه عاشقانه خود را در نوجوانی آغاز کردند.

در آن زمان استرلینگ برای کوئینز پارک رنجرز بازی می کرد و میلن برای برند لباس ورزشی JD Sports کار می کرد.

Mylene اکنون یک تأثیرگذار است و چندین ویژگی را مدیریت می کند.

این زوج با هم دو فرزند دارند. استرلینگ یک فرزند دیگر از ازدواج قبلی خود دارد.

9- توماس مولر و لیزا تردی: 44 میلیون پوند

لیزا ترد، همسر توماس مولر، یک مسابقه‌دهنده مشهور است که در این رشته نیز موفق به کسب مقام‌های قهرمانی شده است.

مزرعه ، هم دارد.

مولر و تورد در سال 2007 با هم آشنا شدند و دو سال بعد ازدواج کردند.

این زوج فرزندی ندارند.

8- ماریو و آن کاترین گوتز: 68 میلیون پوند

آن کاترین گوزی، همسر ماریو گوزی، یک مدل و اینفلوئنسر است که در چندین برنامه تلویزیونی واقعی ظاهر شده است.

او کار مدلینگ خود را با شرکت در مسابقه تلویزیونی «مدل برتر بعدی آلمان» آغاز کرد و از آن زمان تاکنون با برندهای زیادی در اینستاگرام همکاری داشته است.

این زوج در سال 2012 با هم آشنا شدند و 6 سال بعد ازدواج کردند.

7- باستین شواین اشتایگر و آنا ایوانوویچ: 85 میلیون پوند

باستین شواین اشتایگر با تنیسور سابق صرب، آنا ایوانوویچ، مرد شماره یک سابق جهان که در سال 2008 قهرمان مسابقات آزاد فرانسه شد، ازدواج کرده است.

شواین اشتایگر برای خواستگاری از ایوانوویچ باغی را که در کمدی رمانتیک «ناتینگ هیل» قرار داشت اجاره کرد.

6- رابرت و آنا لواندوفسکی: 104 میلیون پوند

رابرت لواندوفسکی و همسرش آنا لواندوفسکی یکی از مطرح ترین زوج های دنیای فوتبال هستند.

هر دو در زمینه کاری خود موفق هستند. رابرت بهترین بازیکن فوتبال لهستان تا به امروز است و یکی از اسطوره های بایرن مونیخ به حساب می آید. آنا همچنین قهرمان سابق کاراته است و اکنون به عنوان یک متخصص تغذیه با انتشار کتاب، راه اندازی یک برند محصولات غذایی و نوشتن یک وبلاگ درآمد میلیونی دارد.

دلیل حرفه ای طولانی فوتبال رابرت، تغییر رژیم غذایی همسرش بود.

5- سرخیو راموس و پیلار روبیو: 120 میلیون پوند استرلینگ

سرخیو راموس یکی از موفق ترین فوتبالیست های حال حاضر جهان است.

او در تورنمنت های زیادی با تیم های ملی خود از جمله جام جهانی اسپانیا بازی کرد.

همسرش پیلار روبیو مجری تلویزیون اسپانیایی است.

این زوج در سال 2012 وارد یک رابطه عاشقانه شدند و قبل از ازدواج در سال 2019 صاحب چهار فرزند شدند.

4- وین و کالین رونی: 181 میلیون پوند

وین رونی بیشتر ثروت خود را از دستمزدهای نجومی خود در زمان بازی برای منچستریونایتد به دست آورد.

همکاری های تبلیغاتی با چندین برند از جمله آدیداس، همراه با درآمد فعلی او از مربیگری، ثروت او را افزایش داده است.

با این حال در سال های اخیر همسرش کولین رونی نیز از طریق یک مستند دیزنی در مورد نبرد او با ربکا واردی، همسر جیمی واردی، موفق به کسب درآمد زیادی شد. پیش از آن نیز خاطرات و چند کتاب کودک منتشر کرد.

3- لیونل مسی و آنتونلا روکوزو: 182 میلیون پوند استرلینگ

بیشتر ثروت مشترک لیونل مسی و همسرش آنتونلا روکوزو از مسی است.

این فوتبالیست آرژانتینی در حال حاضر حدود 16 میلیون پوند در سال برای بازی در اینتر میامی دریافت می کند.

اگرچه روکوزو دارای مدرک دندانپزشکی است، اما به عنوان مدل با برندهای مختلفی همکاری کرده است.

2- کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگز: 411 میلیون پوند

شاید تعجب کنید که بدانید این زوج در صدر این لیست نیستند.

کریستیانو رونالدو در حال حاضر پردرآمدترین ستاره ورزشی جهان است. او سالانه 173 میلیون پوند در هر بازی در تیم النصر دستمزد می گیرد.

شریک زندگی او، جورجینا رودریگز، که قبلاً به عنوان نماینده فروش در یک فروشگاه گوچی کار می کرد، اکنون درآمد نجومی خودش را دارد و در یک مستند نتفلیکس درباره زندگی او به نام «من جورجینا هستم» نمایش داده شده است.

1- دیوید و ویکتوریا بکهام: 412 میلیون پوند

ثروت ویکتوریا بکهام، خواننده سابق اسپایس گرل و طراح مد فعلی، به او و همسرش دیوید بکهام کمک کرده است که با یک میلیون پوند بالاتر از کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگز، در صدر فهرست قرار گیرند.

ویکتوریا فقط یک ستاره پاپ نیست، بلکه با برند خود دنیای مد را نیز در اختیار گرفته است.

دیوید، فوتبالیست سابق، اکنون به عنوان سفیر چندین برند لباس و سبک زندگی کار می کند.

این زوج اخیراً در یک سریال مستند نتفلیکس درباره زندگی این فوتبالیست سابق با هم ظاهر شدند.

منبع: https://digiato.com/articles/football-richest-couples

موشک هسته ای LGM-35 Sentinel

موشک جدید ترسناک به ارزش 100 میلیارد دلار نگهبان سنتینل آخرین نمونه از سلاح های هسته ای ایالات متحده است. زمانی که این موشک مافوق صوت وارد خدمت شود، کلاهکی 20 برابر قدرتمندتر از بمبی که در پایان جنگ جهانی دوم بر روی هیروشیما انداخته شد، خواهد داشت.

این موشک هنوز در دست توسعه است، اما انتظار می رود که جایگزین موشک های Minuteman III شود که در حال حاضر در داکوتای شمالی، وایومینگ، مونتانا و نبراسکا از سال 2029 تا 2075 مستقر شده اند.

موشک هسته ای LGM-35 Sentinel

موشک مافوق صوت LGM-35 Sentinel که با نام موشک بازدارنده استراتژیک زمینی (GBSD) نیز شناخته می شود، یک سامانه موشکی بالستیک قاره پیما خواهد بود.

Northrop Grumman پس از انصراف بوئینگ از پیشنهاد خود، قراردادی به ارزش 10.6 میلیارد پوند (13.3 میلیارد دلار) از نیروی هوایی برای توسعه این سلاح به دست آورد. به گفته USAF، L در LGM مخفف پرتاب سیلو، G مخفف حمله سطحی و M مخفف موشک هدایت شونده است.

مرکز تسلیحات هسته ای نیروی هوایی ایالات متحده برای اولین بار در جولای 2016 درخواست توسعه نسل بعدی ICBM هسته ای کرد. موشک Minuteman III اولین بار در سال 1970 مورد استفاده قرار گرفت و نیاز به جایگزینی داشت.

موشک هسته ای LGM-35 Sentinel

موشک های جدید قرار است در یک دوره 10 ساله از اواخر سال 2020 وارد تولید شوند و تخمین زده می شود که در یک چرخه عمر 50 ساله حدود 210 میلیارد پوند (264 میلیارد دلار) هزینه داشته باشد. انتظار می رود GBSD در سال 2029 وارد خدمت شود و تا سال 2075 فعال باقی بماند.

قرارداد 10.6 میلیارد پوندی به طور رسمی در 8 سپتامبر 2020 به Northrop Grumman اعطا شد. موشک Sentinel یک کلاهک گرما هسته ای W87 Mod 1 (W87-1) را حمل می کند و جایگزین کلاهک W78 می شود که در حال حاضر در Minuteman III استفاده می شود. این سلاح عمدتاً در پایگاه نیروی هوایی هیل، یوتا، و پایگاه نیروی هوایی وندنبرگ، کالیفرنیا، با موشک‌هایی که از پایگاه نیروی هوایی وندنبرگ بر فراز اقیانوس آرام پرتاب می‌شوند، آزمایش خواهد شد.

آزمایش‌های بیشتر در محدوده آزمایشی یوتا ارتش ایالات متحده، آتول گارنیسون-کواجالین و در آب‌های سرزمینی جمهوری جزایر مارشال انجام خواهد شد. حامیان این پروژه مانند وزیر دفاع لوید آستین درباره این سلاح جدید می گویند که موشک های مافوق صوت فعلی که برای اولین بار در دهه 1970 معرفی شدند، عمر مفید خود را به پایان رسانده اند و باید جایگزین شوند.

آنها همچنین به ادامه توسعه تسلیحات هسته ای چین اشاره می کنند و می گویند روسیه همچنان یک تهدید است. با این حال، منتقدان خاطرنشان می کنند که موشک های جدید نه تنها گران هستند، بلکه خطرناک نیز هستند و خطر جنگ هسته ای تصادفی را افزایش می دهند.

دیوید رایت، فیزیکدان و مدیر سابق برنامه امنیت جهانی UCS، معتقد است که موشک‌های بالستیک پرتاب شده از زیردریایی (SLBM) به اندازه موشک‌های زمینی دقیق هستند و «عملاً غیرقابل شناسایی» هستند و پرتاب‌های مدارگرد هسته‌ای را منسوخ می‌کنند. .

منبع: https://digiato.com/articles/lgm-35-sentinel-hypersonic-nuke

10 ماه تاخیر در پرداخت جایزه سریال “بازی ترکیبی” به برنده آن

می ویلان در مسابقات پیروز می شود سری بازی های پیچیده: چالش (Squid Game: Challenge) برنده جایزه این سری به مبلغ 4.56 میلیون دلار شد و اکنون منتظر است تا این مبلغ به حساب خود واریز شود.

این بازیکن 55 ساله پس از حذف 455 بازیکن دیگر در بازی های طاقت فرسا این مجموعه، جایزه نقدی هنگفتی را به دست آورد.

احساس تام کروز در فیلم جری مگوایر (جری مگوایر) “پول را به من نشان بده!”

با توجه به ادعای ویلان مبنی بر تاخیر 10 ماهه پرداخت جایزه، یک منبع نزدیک به سازندگان این سریال گفت که برنده از برنامه پرداخت مطلع بوده و جایزه خود را اکنون پس از پایان فصل اول دریافت خواهد کرد. سریال سریال پخش شده است.

ویلان گفت که مقداری از جایزه مورد انتظار خود را برای ایجاد ظاهری جدید برای جشن جشن خرج کرده است بازی وسیله نقلیه تمام شد.

من هنوز از این موضوع پشیمانم؛ اما فکر می کنم لیاقتش را دارم.

این زن که در ویرجینیا زندگی می کند، امیدوار است که “یک خانه برای استراحت در جایی پیدا کند.”

ما هنوز نمی دانیم به کجا می خواهیم برویم و از جایی که هستیم خوشحالیم. ما نزدیک آب زندگی می کنیم. این بسیار راحت است.

ویلان علاوه بر برنامه های شخصی خود برنامه هایی برای جایزه خود دارد.

من کارهای خیریه دارم که می خواهم بیشتر در آن مشارکت کنم. از جمله حمایت مالی از دانش آموزان و کمک به سالمندان در زمینه نیازهای اولیه، مراقبت های بهداشتی و همچنین حیات وحش و آب و هوا.

من فکر می کنم انجام چنین کارهایی در شکل دادن به دیدگاه ما نسبت به جهان بسیار مهم است تا بتوانیم آن را برای همه سرگرم کنیم.

ویلان در آخرین بازی راک، کاغذ، قیچی سری پس از شکست دادن رقیب خود فیل، برنده شد.

او پس از پیروزی در مسابقه به فیل گفت:

نمیدونم گریه کنم یا خوشحال باشم؟ نمی دانم چه کنم.

ویلان پس از پیروزی در مصاحبه ای گفت:

امروز به من ثابت کرد که هر چیزی ممکن است. حتی زمانی که احساس ناامیدی و ترس می کنید، باید خودتان را جمع کنید، قوی باشید و متمرکز بمانید. با هر چیزی که شما را می ترساند مبارزه کنید و در نهایت پیروز خواهید شد. من امشب ثابت کردم که برنده هستم.

منبع: https://digiato.com/tech/squid-game-the-challenge-netflix-winner-still-waiting-prize-money